crossways

[ایالات متحده]/ˈkrɒsweɪz/
[بریتانیا]/ˈkrɔːsweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت عرضی; به طرز مخالف

عبارات و ترکیب‌ها

crossways street

خیابان‌های متقاطع

crossways path

مسیرهای متقاطع

crossways intersection

تقاطع

crossways junction

اتصال متقاطع

crossways sign

علامت راهنمایی متقاطع

crossways traffic

ترافیک متقاطع

crossways area

منطقه متقاطع

crossways route

مسیر متقاطع

crossways location

موقعیت متقاطع

crossways view

نمای متقاطع

جملات نمونه

we met each other crossways in the busy street.

ما در خیابان شلوغ به طور متقاطع با یکدیگر برخورد کردیم.

the paths crossed crossways, leading to unexpected encounters.

مسیرها به طور متقاطع به هم رسیدند و منجر به برخوردهای غیرمنتظره شدند.

he stood crossways to the door, blocking the entrance.

او به طور متقاطع در مقابل در ایستاده بود و ورود را مسدود می‌کرد.

they decided to walk crossways through the park.

آنها تصمیم گرفتند به طور متقاطع از پارک عبور کنند.

she placed the books crossways on the shelf.

او کتاب‌ها را به طور متقاطع روی قفسه قرار داد.

the two roads crossed crossways at the intersection.

دو راه در تقاطع به طور متقاطع به هم رسیدند.

he looked at me crossways when i suggested a change.

وقتی تغییر را پیشنهاد کردم، او به من به طور متقاطع نگاه کرد.

we encountered crossways during our journey.

ما در طول سفر خود به طور متقاطع برخورد کردیم.

the furniture was arranged crossways in the room.

مبلمان به طور متقاطع در اتاق چیده شده بود.

she felt crossways about the decision they made.

او در مورد تصمیمی که آنها گرفتند، احساس متضاد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید