crossways street
خیابانهای متقاطع
crossways path
مسیرهای متقاطع
crossways intersection
تقاطع
crossways junction
اتصال متقاطع
crossways sign
علامت راهنمایی متقاطع
crossways traffic
ترافیک متقاطع
crossways area
منطقه متقاطع
crossways route
مسیر متقاطع
crossways location
موقعیت متقاطع
crossways view
نمای متقاطع
we met each other crossways in the busy street.
ما در خیابان شلوغ به طور متقاطع با یکدیگر برخورد کردیم.
the paths crossed crossways, leading to unexpected encounters.
مسیرها به طور متقاطع به هم رسیدند و منجر به برخوردهای غیرمنتظره شدند.
he stood crossways to the door, blocking the entrance.
او به طور متقاطع در مقابل در ایستاده بود و ورود را مسدود میکرد.
they decided to walk crossways through the park.
آنها تصمیم گرفتند به طور متقاطع از پارک عبور کنند.
she placed the books crossways on the shelf.
او کتابها را به طور متقاطع روی قفسه قرار داد.
the two roads crossed crossways at the intersection.
دو راه در تقاطع به طور متقاطع به هم رسیدند.
he looked at me crossways when i suggested a change.
وقتی تغییر را پیشنهاد کردم، او به من به طور متقاطع نگاه کرد.
we encountered crossways during our journey.
ما در طول سفر خود به طور متقاطع برخورد کردیم.
the furniture was arranged crossways in the room.
مبلمان به طور متقاطع در اتاق چیده شده بود.
she felt crossways about the decision they made.
او در مورد تصمیمی که آنها گرفتند، احساس متضاد داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید