baby cubs
نوزادان
raise cubs
پرورش نوزادان
cubs playing
نوزادان که بازی میکنند
polar cubs
نوزادان قطبی
cubs grow
نوزادان رشد میکنند
protect cubs
نوزادان را حفظ کن
cubs sleep
نوزادان خواب میکنند
cubs roar
نوزادان زور میکنند
cub's den
گوهر نوزاد
cubs wander
نوزادان گم میشوند
the cubs wrestled playfully in the grass.
سگچهها با خوشحالی در گیاهان بازی میکردند.
we watched the playful cubs through binoculars.
ما سگچههای بازیگوش را از طریق چشماندازهای دوچشمی مشاهده کردیم.
the mother bear protected her cubs fiercely.
خواندهای مادر سگچهها با حماسه آنها را حمایت میکرد.
tiny cubs followed their mother through the forest.
سگچههای کوچک پشت مادرشان از طریق جنگل رفتند.
the zookeepers cared for the orphaned cubs.
مربیان حیاتحیوانی به سگچههای بیخانمان مراقبت میکردند.
the cubs tumbled over each other in excitement.
سگچهها به خاطر شوق به هم میافتادند.
we saw several cubs sleeping in a den.
ما چند سگچه را در یک خانه خوابیدن دیدیم.
the cubs learned hunting skills from their mother.
سگچهها مهارتهای شکار از مادرشان یاد گرفتند.
the cubs explored their surroundings with curiosity.
سگچهها با علاقهمندی به محیط اطرافشان پیمایش میکردند.
the cubs grew quickly, becoming stronger each day.
سگچهها سریع رشد کردند و هر روز قویتر میشوند.
the cubs nuzzled their mother affectionately.
سگچهها با عشق به مادرشان نزدیک میشدند.
baby cubs
نوزادان
raise cubs
پرورش نوزادان
cubs playing
نوزادان که بازی میکنند
polar cubs
نوزادان قطبی
cubs grow
نوزادان رشد میکنند
protect cubs
نوزادان را حفظ کن
cubs sleep
نوزادان خواب میکنند
cubs roar
نوزادان زور میکنند
cub's den
گوهر نوزاد
cubs wander
نوزادان گم میشوند
the cubs wrestled playfully in the grass.
سگچهها با خوشحالی در گیاهان بازی میکردند.
we watched the playful cubs through binoculars.
ما سگچههای بازیگوش را از طریق چشماندازهای دوچشمی مشاهده کردیم.
the mother bear protected her cubs fiercely.
خواندهای مادر سگچهها با حماسه آنها را حمایت میکرد.
tiny cubs followed their mother through the forest.
سگچههای کوچک پشت مادرشان از طریق جنگل رفتند.
the zookeepers cared for the orphaned cubs.
مربیان حیاتحیوانی به سگچههای بیخانمان مراقبت میکردند.
the cubs tumbled over each other in excitement.
سگچهها به خاطر شوق به هم میافتادند.
we saw several cubs sleeping in a den.
ما چند سگچه را در یک خانه خوابیدن دیدیم.
the cubs learned hunting skills from their mother.
سگچهها مهارتهای شکار از مادرشان یاد گرفتند.
the cubs explored their surroundings with curiosity.
سگچهها با علاقهمندی به محیط اطرافشان پیمایش میکردند.
the cubs grew quickly, becoming stronger each day.
سگچهها سریع رشد کردند و هر روز قویتر میشوند.
the cubs nuzzled their mother affectionately.
سگچهها با عشق به مادرشان نزدیک میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید