soft and cuddly
نرم و پُرزرخ
cuddly toy
اسباببازی پُرزرخ
warm and cuddly
گرم و پُرزرخ
cuddly blanket
پتو پُرزرخ
The teddy bear is so cuddly and soft.
خرس تدی آنقدر بامزه و نرم است.
She loves snuggling with her cuddly blanket at night.
او عاشق بغل کردن پتویش بامزه در شب است.
The baby giggled as she played with her cuddly toy.
نوزاد در حالی که با اسباب بازی بامزه اش بازی می کرد، خندید.
The kitten curled up in a cuddly ball on the couch.
گربه بچه در یک توپ بامزه روی مبل جمع شد.
He gave her a cuddly hug to comfort her.
او برای آرام کردن او، یک آغوش بامزه به او داد.
The fluffy puppy was so cuddly that everyone wanted to pet him.
سگ پشمی آنقدر بامزه بود که همه می خواستند او را نوازش کنند.
She wore a cuddly sweater to keep warm in the cold weather.
او برای گرم ماندن در هوای سرد، یک ژاکت بامزه پوشید.
The children gathered around the cuddly rabbit at the petting zoo.
کودکان دورخرس بامزه در باغ وحش جمع شدند.
The soft, cuddly pillow was her favorite to sleep with.
بالش نرم و بامزه مورد علاقه او برای خوابیدن بود.
They watched a movie while snuggled up in a cuddly blanket.
آنها در حالی که در یک پتو بامزه پنهان شده بودند، فیلم تماشا کردند.
soft and cuddly
نرم و پُرزرخ
cuddly toy
اسباببازی پُرزرخ
warm and cuddly
گرم و پُرزرخ
cuddly blanket
پتو پُرزرخ
The teddy bear is so cuddly and soft.
خرس تدی آنقدر بامزه و نرم است.
She loves snuggling with her cuddly blanket at night.
او عاشق بغل کردن پتویش بامزه در شب است.
The baby giggled as she played with her cuddly toy.
نوزاد در حالی که با اسباب بازی بامزه اش بازی می کرد، خندید.
The kitten curled up in a cuddly ball on the couch.
گربه بچه در یک توپ بامزه روی مبل جمع شد.
He gave her a cuddly hug to comfort her.
او برای آرام کردن او، یک آغوش بامزه به او داد.
The fluffy puppy was so cuddly that everyone wanted to pet him.
سگ پشمی آنقدر بامزه بود که همه می خواستند او را نوازش کنند.
She wore a cuddly sweater to keep warm in the cold weather.
او برای گرم ماندن در هوای سرد، یک ژاکت بامزه پوشید.
The children gathered around the cuddly rabbit at the petting zoo.
کودکان دورخرس بامزه در باغ وحش جمع شدند.
The soft, cuddly pillow was her favorite to sleep with.
بالش نرم و بامزه مورد علاقه او برای خوابیدن بود.
They watched a movie while snuggled up in a cuddly blanket.
آنها در حالی که در یک پتو بامزه پنهان شده بودند، فیلم تماشا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید