curvetting

[ایالات متحده]/kɜːˈvɛtɪŋ/
[بریتانیا]/kɜrˈvɛtɪŋ/

ترجمه

vt. باعث پرش شدن
n. بازی یا پرش

عبارات و ترکیب‌ها

curvetting process

فرآیند کروتینگ

curvetting technique

تکنیک کروتینگ

curvetting method

روش کروتینگ

curvetting analysis

تجزیه و تحلیل کروتینگ

curvetting tool

ابزار کروتینگ

curvetting strategy

استراتژی کروتینگ

curvetting model

مدل کروتینگ

curvetting report

گزارش کروتینگ

curvetting guidelines

دستورالعمل‌های کروتینگ

curvetting standards

استانداردهای کروتینگ

جملات نمونه

the horse was curvetting gracefully in the arena.

اسب به طور ظریف و با نشاط در میدان نمایش حرکات نمایشی انجام می‌داد.

she admired the curvetting movements of the dancers.

او از حرکات نمایشی رقصندگان تحسین کرد.

curvetting is a sign of a well-trained horse.

حرکات نمایشی نشانه‌ای از یک اسب آموزش‌دیده خوب است.

the rider encouraged the curvetting display during the competition.

سوار برای تشویق نمایش حرکات نمایشی در طول مسابقه، تشویق کرد.

he practiced curvetting to impress the judges.

او برای تحت تاثیر قرار دادن داوران، تمرین حرکات نمایشی کرد.

the curvetting technique requires a lot of skill.

تکنیک حرکات نمایشی به مهارت زیادی نیاز دارد.

they captured the curvetting moment on camera.

آنها لحظه حرکات نمایشی را با دوربین ثبت کردند.

curvetting adds elegance to the performance.

حرکات نمایشی ظرافت را به اجرا اضافه می‌کند.

the horse's curvetting left the audience in awe.

حرکات نمایشی اسب باعث حیرت تماشاگران شد.

learning to curvet is part of advanced riding lessons.

یادگیری حرکات نمایشی بخشی از دروس سوارکاری پیشرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید