swerving

[ایالات متحده]/ˈswɜː.vɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswɜrvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) تغییر جهت؛ تغییر هدف

عبارات و ترکیب‌ها

swerving car

خودروی منحرف

swerving vehicle

وسیله نقلیه منحرف

swerving driver

راننده منحرف

swerving bike

دوچرخه منحرف

swerving path

مسیر منحرف

swerving motion

حرکت منحرف

swerving action

عمل منحرف

swerving traffic

ترافیک منحرف

swerving lanes

خطوط منحرف

swerving road

جاده منحرف

جملات نمونه

the car was swerving dangerously on the wet road.

ماشین به طور خطرناکی روی جاده خیس منحرف می‌شد.

he was swerving to avoid hitting the dog.

او برای اینکه به سگ برخورد نکند، منحرف می‌شد.

the cyclist was swerving to dodge the potholes.

دوچرخه‌سوار برای جاخالی دادن به گودال‌ها منحرف می‌شد.

she noticed the truck swerving in her rearview mirror.

او متوجه شد که کامیون در آینه عقبش در حال منحرف شدن است.

swerving between lanes can lead to accidents.

منحرف شدن بین خطوط می‌تواند منجر به تصادف شود.

the driver was swerving after losing control of the vehicle.

راننده پس از از دست دادن کنترل خودرو، منحرف می‌شد.

he was swerving left and right to stay on the road.

او برای اینکه در جاده بماند، به چپ و راست منحرف می‌شد.

swerving unexpectedly can surprise other drivers.

منحرف شدن غیرمنتظره می‌تواند رانندگان دیگر را غافلگیر کند.

the motorcycle was swerving around the traffic cones.

موتورسیکلت از میان مخروط‌های ترافیکی منحرف می‌شد.

swerving at high speeds is extremely risky.

منحرف شدن با سرعت بالا بسیار خطرناک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید