cuttingly sarcastic
Persian_translation
she responded cuttingly to his accusation.
او با لحنی گزنده به اتهام او پاسخ داد.
the critic wrote a cuttingly sharp review of the performance.
منتقد یک نقد بسیار تند از اجرا نوشت.
he made a cuttingly ironic comment about the situation.
او در مورد این وضعیت، اظهاراتی به طرز گزنده ای طعنه آمیز کرد.
her cuttingly sarcastic tone hurt his feelings.
لحن گزنده و طعنه آمیز او باعث رنجش احساساتش شد.
the professor was cuttingly honest about the student's weaknesses.
پروفسور به طرز گزنده ای در مورد نقاط ضعف دانشجو صادقانه صحبت کرد.
the decision was cuttingly criticized by the opposition.
تصمیم به طرز گزنده ای از سوی مخالفان مورد انتقاد قرار گرفت.
she delivered the news cuttingly blunt, with no sympathy.
او این خبر را به طرز گزنده ای صریح و بدون ترحم اعلام کرد.
his cuttingly precise words left no room for debate.
کلمات دقیق او به طرز گزنده ای جای بحث را باقی نگذاشت.
the politician was cuttingly critical of the new policy.
سیاستمدار به طرز گزنده ای به سیاست جدید انتقاد داشت.
she spoke cuttingly about her competitor's failure.
او به طرز گزنده ای در مورد شکست رقیب خود صحبت کرد.
the enemy spread cuttingly malicious rumors about the general.
دشمن شایعات شیطانی را به طرز گزنده ای در مورد ژنرال پخش کرد.
her cuttingly critical article exposed the corruption scandal.
مقاله انتقادی او به طرز گزنده ای رسوایی فساد را افشا کرد.
he gave a cuttingly sharp response to the deception.
او به طرز گزنده ای در پاسخ به فریب، پاسخی تند و تیز داد.
the movie review was cuttingly harsh on the director's new film.
نقد فیلم به طرز گزنده ای در مورد فیلم جدید کارگردان سختگیرانه بود.
the audience found the stand-up comedy cuttingly humorous and thought-provoking.
مخاطبان کمدی ایستاده را به طرز گزنده ای خنده دار و تفکر برانگیز یافتند.
cuttingly sarcastic
Persian_translation
she responded cuttingly to his accusation.
او با لحنی گزنده به اتهام او پاسخ داد.
the critic wrote a cuttingly sharp review of the performance.
منتقد یک نقد بسیار تند از اجرا نوشت.
he made a cuttingly ironic comment about the situation.
او در مورد این وضعیت، اظهاراتی به طرز گزنده ای طعنه آمیز کرد.
her cuttingly sarcastic tone hurt his feelings.
لحن گزنده و طعنه آمیز او باعث رنجش احساساتش شد.
the professor was cuttingly honest about the student's weaknesses.
پروفسور به طرز گزنده ای در مورد نقاط ضعف دانشجو صادقانه صحبت کرد.
the decision was cuttingly criticized by the opposition.
تصمیم به طرز گزنده ای از سوی مخالفان مورد انتقاد قرار گرفت.
she delivered the news cuttingly blunt, with no sympathy.
او این خبر را به طرز گزنده ای صریح و بدون ترحم اعلام کرد.
his cuttingly precise words left no room for debate.
کلمات دقیق او به طرز گزنده ای جای بحث را باقی نگذاشت.
the politician was cuttingly critical of the new policy.
سیاستمدار به طرز گزنده ای به سیاست جدید انتقاد داشت.
she spoke cuttingly about her competitor's failure.
او به طرز گزنده ای در مورد شکست رقیب خود صحبت کرد.
the enemy spread cuttingly malicious rumors about the general.
دشمن شایعات شیطانی را به طرز گزنده ای در مورد ژنرال پخش کرد.
her cuttingly critical article exposed the corruption scandal.
مقاله انتقادی او به طرز گزنده ای رسوایی فساد را افشا کرد.
he gave a cuttingly sharp response to the deception.
او به طرز گزنده ای در پاسخ به فریب، پاسخی تند و تیز داد.
the movie review was cuttingly harsh on the director's new film.
نقد فیلم به طرز گزنده ای در مورد فیلم جدید کارگردان سختگیرانه بود.
the audience found the stand-up comedy cuttingly humorous and thought-provoking.
مخاطبان کمدی ایستاده را به طرز گزنده ای خنده دار و تفکر برانگیز یافتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید