cyclonic

[ایالات متحده]/sʌɪˈklɒnɪk/
[بریتانیا]/sɑɪˈklɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های یک طوفان گردابی

عبارات و ترکیب‌ها

cyclonic storm

طوفان چرخندی

cyclonic activity

فعالیت چرخندی

cyclonic system

سیستم چرخندی

cyclonic winds

وزش باد چرخندی

cyclonic rotation

چرخش چرخندی

cyclonic flow

جریان چرخندی

cyclonic pattern

الگوی چرخندی

cyclonic wave

موج چرخندی

cyclonic influence

تاثیر چرخندی

cyclonic front

جبهه چرخندی

جملات نمونه

the cyclonic winds caused significant damage to the coastal city.

وزش بادهای چرخندی باعث آسیب جدی به شهر ساحلی شد.

scientists studied the cyclonic patterns in the atmosphere.

دانشمندان الگوهای چرخندی در جو را مطالعه کردند.

during the storm, we experienced cyclonic weather conditions.

در طول طوفان، ما شرایط آب و هوای چرخندی را تجربه کردیم.

cyclonic activity can lead to severe flooding in low-lying areas.

فعالیت چرخندی می تواند منجر به سیل شدید در مناطق پست شود.

the meteorologist explained the cyclonic system's formation.

هواشناس نحوه تشکیل سیستم چرخندی را توضیح داد.

cyclonic storms often form over warm ocean waters.

طوفان های چرخندی اغلب بر روی آب های اقیانوس گرم شکل می گیرند.

we tracked the cyclonic movement across the region.

ما حرکت چرخندی را در منطقه ردیابی کردیم.

cyclonic systems can affect weather patterns globally.

سیستم های چرخندی می توانند الگوهای آب و هوای جهانی را تحت تأثیر قرار دهند.

the cyclonic rotation of the storm was evident on radar.

چرخش چرخندی طوفان بر روی رادار آشکار بود.

residents prepared for the approaching cyclonic event.

ساکنان برای رویداد چرخندی قریب الوقعه آماده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید