running daemons
اجرای دیمونها
daemon process
فرآیند دیمون
daemonize scripts
اسکریپتهای دیمونیزه
daemon tools
ابزارهای دیمون
daemon server
سرور دیمون
daemon threads
نخهای دیمون
daemon mode
حالت دیمون
daemon startup
راهاندازی دیمون
daemon services
سرویسهای دیمون
daemon control
کنترل دیمون
the system relies on background daemons to manage network connections.
سیستم به دیمونهای پسزمینه برای مدیریت اتصالات شبکه متکی است.
several daemons were running, consuming significant system resources.
چند دیمون در حال اجرا بودند و منابع قابل توجهی از سیستم را مصرف میکردند.
we need to monitor the daemons to ensure their proper operation.
ما باید دیمونها را برای اطمینان از عملکرد صحیح آنها نظارت کنیم.
the web server is controlled by a powerful daemon process.
سرور وب توسط یک فرآیند دیمون قدرتمند کنترل میشود.
a rogue daemon could compromise the entire system's security.
یک دیمون مخرب میتواند امنیت کل سیستم را به خطر بیندازد.
the init daemon starts all other daemons during boot.
دیمون init همه دیمونهای دیگر را در هنگام بوت شدن شروع میکند.
we’re debugging a daemon that’s intermittently failing to respond.
ما در حال اشکالزدایی یک دیمون هستیم که به طور متناوب از پاسخ دادن ناتوان است.
the print daemon handles print jobs from various applications.
دیمون چاپ، کارهای چاپی را از برنامههای مختلف مدیریت میکند.
the database server uses daemons to manage client requests.
سرور پایگاه داده از دیمونها برای مدیریت درخواستهای مشتری استفاده میکند.
we’ll schedule a maintenance window to restart the daemons.
ما یک بازه زمانی برای نگهداری برای راهاندازی مجدد دیمونها برنامهریزی خواهیم کرد.
the system administrator configured the daemons to run as a specific user.
مدیر سیستم دیمونها را برای اجرا به عنوان یک کاربر خاص پیکربندی کرد.
running daemons
اجرای دیمونها
daemon process
فرآیند دیمون
daemonize scripts
اسکریپتهای دیمونیزه
daemon tools
ابزارهای دیمون
daemon server
سرور دیمون
daemon threads
نخهای دیمون
daemon mode
حالت دیمون
daemon startup
راهاندازی دیمون
daemon services
سرویسهای دیمون
daemon control
کنترل دیمون
the system relies on background daemons to manage network connections.
سیستم به دیمونهای پسزمینه برای مدیریت اتصالات شبکه متکی است.
several daemons were running, consuming significant system resources.
چند دیمون در حال اجرا بودند و منابع قابل توجهی از سیستم را مصرف میکردند.
we need to monitor the daemons to ensure their proper operation.
ما باید دیمونها را برای اطمینان از عملکرد صحیح آنها نظارت کنیم.
the web server is controlled by a powerful daemon process.
سرور وب توسط یک فرآیند دیمون قدرتمند کنترل میشود.
a rogue daemon could compromise the entire system's security.
یک دیمون مخرب میتواند امنیت کل سیستم را به خطر بیندازد.
the init daemon starts all other daemons during boot.
دیمون init همه دیمونهای دیگر را در هنگام بوت شدن شروع میکند.
we’re debugging a daemon that’s intermittently failing to respond.
ما در حال اشکالزدایی یک دیمون هستیم که به طور متناوب از پاسخ دادن ناتوان است.
the print daemon handles print jobs from various applications.
دیمون چاپ، کارهای چاپی را از برنامههای مختلف مدیریت میکند.
the database server uses daemons to manage client requests.
سرور پایگاه داده از دیمونها برای مدیریت درخواستهای مشتری استفاده میکند.
we’ll schedule a maintenance window to restart the daemons.
ما یک بازه زمانی برای نگهداری برای راهاندازی مجدد دیمونها برنامهریزی خواهیم کرد.
the system administrator configured the daemons to run as a specific user.
مدیر سیستم دیمونها را برای اجرا به عنوان یک کاربر خاص پیکربندی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید