daff

[ایالات متحده]/dæf/
[بریتانیا]/dæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. شوخی کردن; به تمسخر گرفتن
n. احمق; بزدل
v. دور کردن
Word Forms
جمعdaffs

عبارات و ترکیب‌ها

daffodil bloom

شکوفه نرجس

daffy idea

ایده پوچ

daffy duck

دافی اردک

daffodil garden

باغچه نرجس

daffy behavior

رفتار احمقانه

daffy joke

جک احمقانه

daffodil field

باغ نرجس

daffy character

شخصیت احمقانه

daffodil festival

جشنواره نرجس

daffy moment

لحظه احمقانه

جملات نمونه

she wore a daff yellow dress to the party.

او یک لباس زرد لاکی به مهمانی پوشید.

the daff flowers bloomed beautifully in spring.

گل‌های لاکی در بهار به زیبایی شکوفه دادند.

he has a daff sense of humor that makes everyone laugh.

او حس شوخ طبعی لاکی دارد که باعث می شود همه بخندند.

they painted the walls a daff shade of green.

آنها دیوارها را به رنگ سبز لاکی نقاشی کردند.

her daff attitude towards life is inspiring.

نگرش لاکی او نسبت به زندگی الهام بخش است.

the daff sound of the trumpet filled the air.

صدای لاکی ترومپت هوا را پر کرد.

he made a daff decision without thinking.

او بدون فکر کردن یک تصمیم لاکی گرفت.

she has a daff way of expressing her thoughts.

او روش لاکی برای بیان افکار خود دارد.

the children laughed at the daff joke.

بچه ها به شوخی لاکی خندیدند.

his daff remarks often catch people off guard.

اظهارات لاکی او اغلب باعث می شود مردم غافلگیر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید