daintier

[ایالات متحده]/ˈdeɪn.ti.ər/
[بریتانیا]/ˈdeɪn.ti.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ظریف‌تر یا نازک‌تر; زیباتر یا تصفیه‌شده‌تر; سخت‌تر برای راضی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

daintier than

ظریف‌تر از

daintier touch

لمس ظریف‌تر

daintier design

طراحی ظریف‌تر

daintier appearance

ظاهر ظریف‌تر

daintier style

سبک ظریف‌تر

daintier figure

اندام ظریف‌تر

daintier features

ویژگی‌های ظریف‌تر

daintier taste

سلیقه ظریف‌تر

daintier details

جزئیات ظریف‌تر

daintier fabric

پارچه ظریف‌تر

جملات نمونه

she wore a daintier dress for the evening party.

او یک لباس ظریف‌تر برای مهمانی شبانه پوشید.

the cake was decorated in a daintier style than last year's.

کیک با سبکی ظریف‌تر از سال گذشته تزئین شده بود.

he prefers daintier shoes for formal occasions.

او ترجیح می‌دهد برای مناسبت‌های رسمی کفش‌های ظریف‌تری بپوشد.

her handwriting became daintier as she practiced more.

همانطور که بیشتر تمرین کرد، خط دست او ظریف‌تر شد.

the flowers in the arrangement were daintier than the others.

گل‌های آرایش شده ظریف‌تر از بقیه بودند.

he has a daintier touch when it comes to painting.

وقتی صحبت از نقاشی می‌شود، او یک رویکرد ظریف‌تر دارد.

the jewelry she wore was daintier than the bold pieces she usually chooses.

جواهرات او ظریف‌تر از قطعات جسورانه ای بود که معمولاً انتخاب می‌کند.

her daintier features made her look more youthful.

ویژگی‌های ظریف‌تر او باعث می‌شد جوان‌تر به نظر برسد.

the recipe called for daintier portions to enhance presentation.

دستور غذا خواستار سهم‌های ظریف‌تر برای افزایش ارائه بود.

they served daintier appetizers at the upscale restaurant.

آنها در رستوران لوکس، پیش‌غذای ظریف‌تری سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید