gracile

[ایالات متحده]/ˈɡreɪsaɪl/
[بریتانیا]/ˈɡreɪsaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باریک و نازک; نازک و ظریف

عبارات و ترکیب‌ها

gracile body

بدن ظریف

gracile form

فرم ظریف

gracile limbs

اندام‌های ظریف

gracile features

ویژگی‌های ظریف

gracile structure

ساختار ظریف

gracile silhouette

سیلوئت ظریف

gracile design

طراحی ظریف

gracile appearance

ظاهر ظریف

gracile growth

رشد ظریف

gracile elegance

ظرافت ظریف

جملات نمونه

the dancer had a gracile figure that captivated the audience.

رقصنده دارای اندامی ظریف بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her gracile movements were a joy to watch.

حرکات ظریف او دیدن آنها لذت بخش بود.

the gracile branches of the willow swayed gently in the breeze.

شاخه های ظریف درخت توس سار به آرامی در نسیم تاب می خوردند.

gracile animals often adapt better to their environments.

حیوانات ظریف اغلب بهتر با محیط خود سازگار می شوند.

he admired the gracile lines of the sculpture.

او خطوط ظریف مجسمه را تحسین کرد.

her gracile form was perfectly suited for ballet.

فرم ظریف او به طور کامل برای باله مناسب بود.

the gracile design of the bridge was both functional and aesthetic.

طراحی ظریف پل هم کاربردی و هم زیبا بود.

gracile features are often seen as a sign of elegance.

ویژگی های ظریف اغلب به عنوان نشانه ای از ظرافت تلقی می شوند.

the gracile nature of the plant allows it to thrive in harsh conditions.

طبیعت ظریف گیاه به آن اجازه می دهد در شرایط سخت رشد کند.

she moved with a gracile grace that was mesmerizing.

او با ظرافت و لطفی حرکت می کرد که مسحور کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید