darks

[ایالات متحده]/dɑːks/
[بریتانیا]/dɑrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تیره یا کم نور در رنگ
n. حالت تاریکی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

darks of night

تاریکی های شب

darks of space

تاریکی های فضا

darks of winter

تاریکی های زمستان

darks within

تاریکی درون

darks of nightfall

تاریکی های شب هنگام

darks of shadows

تاریکی های سایه

darks of dusk

تاریکی های غروب

جملات نمونه

there are many darks in the night sky.

تاریکی‌های زیادی در آسمان شب وجود دارد.

she prefers darks over pastels in her artwork.

او ترجیح می‌دهد رنگ‌های تیره را به رنگ‌های پاستلی در آثار هنری خود استفاده کند.

he wore darks to the formal event.

او لباس‌های تیره به مهمانی رسمی پوشید.

the darks in the painting create a mysterious atmosphere.

رنگ‌های تیره در نقاشی فضایی مرموز ایجاد می‌کنند.

mixing darks with lights can enhance the design.

ترکیب رنگ‌های تیره با رنگ‌های روشن می‌تواند طراحی را بهبود بخشد.

he prefers darks because they are more slimming.

او رنگ‌های تیره را ترجیح می‌دهد زیرا لاغرتر نشان می‌دهند.

in photography, darks can add depth to an image.

در عکاسی، رنگ‌های تیره می‌توانند عمق را به تصویر اضافه کنند.

darks can evoke strong emotions in art.

رنگ‌های تیره می‌توانند احساسات قوی را در هنر برانگیزند.

she sorted her clothes into lights and darks.

او لباس‌هایش را به رنگ‌های روشن و تیره تقسیم کرد.

he enjoys wearing darks during the winter months.

او از پوشیدن لباس‌های تیره در ماه‌های زمستان لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید