darns it
اِت دאַרن
what the darns
چه دאַרن
darns you
تو دאַרن
darns me
من دאַרن
darns all
همه دאַרن
darns it all
همه اِت دאַרن
good darns
دאַרن خوب
darns you all
همه شما دאַרن
oh darns
اوه دאַרن
darns and drats
دאַרن و درات
she darns her socks every week.
او هر هفته جورابهایش را وصل میکند.
he said, "darn it, i forgot my keys!"
او گفت: "اوه لعنتی، کلیدهایم را فراموش کردم!"
my grandmother taught me how to darn holes in clothes.
مادربزرگم به من یاد داد که چگونه سوراخ لباسها را وصل کنم.
she used a needle to darn the fabric.
او از یک سوزن برای وصل کردن پارچه استفاده کرد.
he muttered, "darn, i missed the bus."
او غرغر کرد: "اوه لعنتی، اتوبوس را از دست دادم."
after darning, the sweater looked as good as new.
پس از وصل کردن، ژاکت مثل همیشه نو به نظر میرسید.
she always says, "darn it, i'm running late!"
او همیشه میگوید: "اوه لعنتی، دیرم شده!"
he darns his favorite sweater to keep it for years.
او ژاکت مورد علاقهاش را وصل میکند تا سالها آن را نگه دارد.
“darn it!” she exclaimed when she spilled coffee.
“اوه لعنتی!” او با حالتی از تعجب گفت وقتی قهوه ریخت.
learning to darn is a useful skill for anyone.
یادگیری وصل کردن یک مهارت مفید برای هر کسی است.
darns it
اِت دאַרن
what the darns
چه دאַרن
darns you
تو دאַרن
darns me
من دאַרن
darns all
همه دאַרن
darns it all
همه اِت دאַרن
good darns
دאַרن خوب
darns you all
همه شما دאַרن
oh darns
اوه دאַרن
darns and drats
دאַרن و درات
she darns her socks every week.
او هر هفته جورابهایش را وصل میکند.
he said, "darn it, i forgot my keys!"
او گفت: "اوه لعنتی، کلیدهایم را فراموش کردم!"
my grandmother taught me how to darn holes in clothes.
مادربزرگم به من یاد داد که چگونه سوراخ لباسها را وصل کنم.
she used a needle to darn the fabric.
او از یک سوزن برای وصل کردن پارچه استفاده کرد.
he muttered, "darn, i missed the bus."
او غرغر کرد: "اوه لعنتی، اتوبوس را از دست دادم."
after darning, the sweater looked as good as new.
پس از وصل کردن، ژاکت مثل همیشه نو به نظر میرسید.
she always says, "darn it, i'm running late!"
او همیشه میگوید: "اوه لعنتی، دیرم شده!"
he darns his favorite sweater to keep it for years.
او ژاکت مورد علاقهاش را وصل میکند تا سالها آن را نگه دارد.
“darn it!” she exclaimed when she spilled coffee.
“اوه لعنتی!” او با حالتی از تعجب گفت وقتی قهوه ریخت.
learning to darn is a useful skill for anyone.
یادگیری وصل کردن یک مهارت مفید برای هر کسی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید