darns

[ایالات متحده]/dɑːnz/
[بریتانیا]/dɑrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترمیم کردن (لباس)؛ ابراز ناامیدی (اصطلاح ملایم برای لعنت)
n. مکان‌هایی که پارچه ترمیم می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

darns it

اِت دאַרن

what the darns

چه دאַרن

darns you

تو دאַרن

darns me

من دאַרن

darns all

همه دאַרن

darns it all

همه اِت دאַרن

good darns

دאַרن خوب

darns you all

همه شما دאַרن

oh darns

اوه دאַרن

darns and drats

دאַרن و درات

جملات نمونه

she darns her socks every week.

او هر هفته جوراب‌هایش را وصل می‌کند.

he said, "darn it, i forgot my keys!"

او گفت: "اوه لعنتی، کلیدهایم را فراموش کردم!"

my grandmother taught me how to darn holes in clothes.

مادربزرگم به من یاد داد که چگونه سوراخ لباس‌ها را وصل کنم.

she used a needle to darn the fabric.

او از یک سوزن برای وصل کردن پارچه استفاده کرد.

he muttered, "darn, i missed the bus."

او غرغر کرد: "اوه لعنتی، اتوبوس را از دست دادم."

after darning, the sweater looked as good as new.

پس از وصل کردن، ژاکت مثل همیشه نو به نظر می‌رسید.

she always says, "darn it, i'm running late!"

او همیشه می‌گوید: "اوه لعنتی، دیرم شده!"

he darns his favorite sweater to keep it for years.

او ژاکت مورد علاقه‌اش را وصل می‌کند تا سال‌ها آن را نگه دارد.

“darn it!” she exclaimed when she spilled coffee.

“اوه لعنتی!” او با حالتی از تعجب گفت وقتی قهوه ریخت.

learning to darn is a useful skill for anyone.

یادگیری وصل کردن یک مهارت مفید برای هر کسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید