darshan

[ایالات متحده]/ˈdɑːʃən/
[بریتانیا]/ˈdɑrʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (هندوییسم) عمل دیدن یا دیده شدن توسط یک الهی یا شخص مقدس، که منجر به merit روحانی و برکات می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

divine darshan

divine darshan

spiritual darshan

spiritual darshan

holy darshan

holy darshan

darshan experience

darshan experience

darshan moment

darshan moment

darshan offering

darshan offering

darshan blessing

darshan blessing

public darshan

public darshan

darshan queue

darshan queue

darshan ritual

darshan ritual

جملات نمونه

many devotees travel to india for darshan at sacred temples.

بسیاری از زائران برای زیارت در معابد مقدس به هند سفر می‌کنند.

she felt a deep sense of peace during the darshan.

او در طول زیارت احساس آرامش عمیقی کرد.

the guru offered his darshan to thousands of followers.

استاد زیارت خود را به هزاران پیرو ارائه کرد.

attending the darshan was a transformative experience for many.

حضور در زیارت برای بسیاری از افراد یک تجربه متحول کننده بود.

people often wait in long lines for a chance at darshan.

افراد اغلب برای فرصتی برای زیارت در صف‌های طولانی منتظر می‌مانند.

darshan is considered a blessing in many cultures.

زیارت در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان یک برکت در نظر گرفته می‌شود.

he was filled with joy after receiving darshan from the saint.

او پس از دریافت زیارت از عارف، با شادی پر شد.

darshan rituals are an integral part of religious practice.

آیین‌های زیارت بخشی جدایی‌ناپذیر از عمل مذهبی هستند.

during the festival, special darshan sessions are held.

در طول جشنواره، جلسات ویژه زیارت برگزار می‌شود.

the experience of darshan can be deeply personal.

تجربه زیارت می‌تواند عمیقاً شخصی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید