datelined report
گزارش دارای تاریخ
datelined story
داستان دارای تاریخ
datelined article
مقاله دارای تاریخ
datelined news
اخبار دارای تاریخ
datelined feature
ویژگی دارای تاریخ
datelined update
بهروزرسانی دارای تاریخ
datelined dispatch
گزارش فوری دارای تاریخ
datelined bulletin
اعلان دارای تاریخ
datelined summary
خلاصه دارای تاریخ
datelined release
انتشار دارای تاریخ
the article was datelined from new york.
مقاله از نیویورک به تاریخ [تاریخ] ارسال شده بود.
his report was datelined in the capital.
گزارش او با تاریخ [تاریخ] از پایتخت ارسال شده بود.
the news was datelined yesterday.
اخبار دیروز با تاریخ [تاریخ] ارسال شده بود.
she submitted a datelined piece for the magazine.
او یک قطعه با تاریخ [تاریخ] برای مجله ارسال کرد.
the datelined story covered the latest events.
داستان با تاریخ [تاریخ] رویدادهای اخیر را پوشش داد.
all articles must be datelined correctly.
تمام مقالات باید به درستی با تاریخ [تاریخ] ارسال شوند.
he wrote a datelined column for the newspaper.
او یک ستون با تاریخ [تاریخ] برای روزنامه نوشت.
her datelined report was published online.
گزارش با تاریخ [تاریخ] او به صورت آنلاین منتشر شد.
the datelined update came from the press conference.
بهروزرسانی با تاریخ [تاریخ] از کنفرانس مطبوعاتی دریافت شد.
the journalist's datelined feature was well-received.
ویژهنامه با تاریخ [تاریخ] خبرنگار با استقبال خوبی روبرو شد.
datelined report
گزارش دارای تاریخ
datelined story
داستان دارای تاریخ
datelined article
مقاله دارای تاریخ
datelined news
اخبار دارای تاریخ
datelined feature
ویژگی دارای تاریخ
datelined update
بهروزرسانی دارای تاریخ
datelined dispatch
گزارش فوری دارای تاریخ
datelined bulletin
اعلان دارای تاریخ
datelined summary
خلاصه دارای تاریخ
datelined release
انتشار دارای تاریخ
the article was datelined from new york.
مقاله از نیویورک به تاریخ [تاریخ] ارسال شده بود.
his report was datelined in the capital.
گزارش او با تاریخ [تاریخ] از پایتخت ارسال شده بود.
the news was datelined yesterday.
اخبار دیروز با تاریخ [تاریخ] ارسال شده بود.
she submitted a datelined piece for the magazine.
او یک قطعه با تاریخ [تاریخ] برای مجله ارسال کرد.
the datelined story covered the latest events.
داستان با تاریخ [تاریخ] رویدادهای اخیر را پوشش داد.
all articles must be datelined correctly.
تمام مقالات باید به درستی با تاریخ [تاریخ] ارسال شوند.
he wrote a datelined column for the newspaper.
او یک ستون با تاریخ [تاریخ] برای روزنامه نوشت.
her datelined report was published online.
گزارش با تاریخ [تاریخ] او به صورت آنلاین منتشر شد.
the datelined update came from the press conference.
بهروزرسانی با تاریخ [تاریخ] از کنفرانس مطبوعاتی دریافت شد.
the journalist's datelined feature was well-received.
ویژهنامه با تاریخ [تاریخ] خبرنگار با استقبال خوبی روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید