de-christianize

[ایالات متحده]/[diːˌkrɪʃtʃənaɪz]/
[بریتانیا]/[diːˌkrɪʃtʃənaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل حذف تأثیر مسیحی.
v. حذف تأثیر مسیحی از (مکان، فرهنگ یا نهاد).
v. (ترانزیتیو) حذف عناصر یا باورهای مسیحی.

عبارات و ترکیب‌ها

de-christianize europe

تغییر دادن به اروپا از مسیحیت

de-christianize society

تغییر دادن به جامعه از مسیحیت

de-christianized areas

منطقه‌های تغییر یافته از مسیحیت

de-christianize beliefs

تغییر دادن به باورها از مسیحیت

de-christianize traditions

تغییر دادن به روش‌های سنتی از مسیحیت

de-christianized world

دunیای تغییر یافته از مسیحیت

de-christianize values

تغییر دادن به ارزش‌ها از مسیحیت

جملات نمونه

the government sought to de-christianize the region through cultural assimilation programs.

دولت سعی کرد تا منطقه را از طریق برنامه‌های یکپارچگی فرهنگی دی‌کریستی‌انیز کند.

some historians argue that the roman empire attempted to de-christianize its conquered territories.

بعضی تاریخ‌گران می‌گویند رومی‌ها سعی کردند زمین‌های فتح شده‌شان را دی‌کریستی‌انیز کنند.

the campaign aimed to de-christianize public spaces by removing religious symbols.

این حمله به منظور دی‌کریستی‌انیز کردن فضاهای عمومی با حذف نمادهای دینی بود.

it's crucial to understand the historical context when discussing efforts to de-christianize a nation.

در مورد تلاش‌های دی‌کریستی‌انیز کردن یک کشور، درک پس‌زمینه تاریخی حائز اهمیت است.

the regime implemented policies designed to de-christianize education and promote secular values.

制度 سیاست‌هایی را اجرا کرد که به منظور دی‌کریستی‌انیز کردن آموزش و ترویج ارزش‌های مدنی طراحی شده بود.

critics accused the leader of trying to de-christianize society to consolidate his power.

انتقادات این رهبر را به دلیل سعی در دی‌کریستی‌انیز کردن جامعه به منظور تقویت قدرت‌اش متهم کردند.

the goal was to de-christianize the legal system and establish a secular framework.

هدف از دی‌کریستی‌انیز کردن نظام حقوقی و ایجاد یک چارچوب مدنی بود.

many resisted the attempts to de-christianize their cultural heritage and traditions.

بسیاری از تلاش‌های دی‌کریستی‌انیز کردن وارث فرهنگی و سنت‌های خود مقاومت کردند.

the movement's strategy involved actively working to de-christianize public institutions.

استراتژی این جنبش شامل فعالانه کار کردن برای دی‌کریستی‌انیز کردن نهادهای عمومی بود.

the consequences of attempting to de-christianize a society can be complex and far-reaching.

پیامدهای سعی در دی‌کریستی‌انیز کردن یک جامعه پیچیده و گسترده می‌تواند باشد.

they sought to de-christianize art and architecture, replacing religious motifs with secular designs.

آن‌ها سعی کردند هنر و معماری را دی‌کریستی‌انیز کنند و نمادهای دینی را با طراحی‌های مدنی جایگزین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید