de-emphasizer role
rol کاهنده تأکید
using a de-emphasizer
استفاده از کاهنده تأکید
de-emphasizer effect
تأثیر کاهنده تأکید
be a de-emphasizer
کاهنده تأکید شوید
de-emphasizer strategy
استراتژی کاهنده تأکید
de-emphasizer function
وظیفه کاهنده تأکید
de-emphasizer tool
ابزار کاهنده تأکید
de-emphasizer technique
فن کاهنده تأکید
de-emphasizer system
سیستم کاهنده تأکید
the company used a de-emphasizer to soften the negative feedback.
شرکت از یک دی-امفازیزور برای کاهش پاسخ منفی استفاده کرد.
we need a de-emphasizer in the audio mix to reduce the cymbal crashes.
ما نیاز به یک دی-امفازیزور در میکس صوتی برای کاهش صدای طبلهای سیمبل داریم.
the politician's speech included a subtle de-emphasizer of their opponent's policies.
خطابه سیاستمدار شامل یک دی-امفازیزور ظریف از سیاستهای رقیب او بود.
the engineer added a de-emphasizer to the bass frequencies for clarity.
مهندس یک دی-امفازیزور به فرکانسهای پایه برای روشنی اضافه کرد.
a good de-emphasizer can improve the overall sound quality of the recording.
یک دی-امفازیزور خوب میتواند کیفیت کلی صوت ضبط را بهبود بخشد.
the director used a de-emphasizer to minimize the impact of the special effects.
کارگردان از یک دی-امفازیزور برای کاهش تأثیر اثرات ویژه استفاده کرد.
the software offers a de-emphasizer function for voice processing.
این نرمافزار یک تابع دی-امفازیزور برای پردازش صدای انسان ارائه میدهد.
the sound technician employed a de-emphasizer on the snare drum track.
فناور صوت یک دی-امفازیزور را روی ردیف طبل سنا ر بکار گرفت.
the goal was to de-emphasize the problem without ignoring it completely.
هدف این بود که مسئله را کمرنگ کنیم بدون اینکه آن را به طور کامل نادیده گیریم.
the report strategically used a de-emphasizer to downplay the risks involved.
گزارش بهطور استراتژیک از یک دی-امفازیزور برای کاهش ریسکهای مرتبط استفاده کرد.
the mixing engineer utilized a de-emphasizer to create space for the vocals.
مهندس میکس از یک دی-امفازیزور برای فضایی برای صدای خواننده ایجاد کردن استفاده کرد.
de-emphasizer role
rol کاهنده تأکید
using a de-emphasizer
استفاده از کاهنده تأکید
de-emphasizer effect
تأثیر کاهنده تأکید
be a de-emphasizer
کاهنده تأکید شوید
de-emphasizer strategy
استراتژی کاهنده تأکید
de-emphasizer function
وظیفه کاهنده تأکید
de-emphasizer tool
ابزار کاهنده تأکید
de-emphasizer technique
فن کاهنده تأکید
de-emphasizer system
سیستم کاهنده تأکید
the company used a de-emphasizer to soften the negative feedback.
شرکت از یک دی-امفازیزور برای کاهش پاسخ منفی استفاده کرد.
we need a de-emphasizer in the audio mix to reduce the cymbal crashes.
ما نیاز به یک دی-امفازیزور در میکس صوتی برای کاهش صدای طبلهای سیمبل داریم.
the politician's speech included a subtle de-emphasizer of their opponent's policies.
خطابه سیاستمدار شامل یک دی-امفازیزور ظریف از سیاستهای رقیب او بود.
the engineer added a de-emphasizer to the bass frequencies for clarity.
مهندس یک دی-امفازیزور به فرکانسهای پایه برای روشنی اضافه کرد.
a good de-emphasizer can improve the overall sound quality of the recording.
یک دی-امفازیزور خوب میتواند کیفیت کلی صوت ضبط را بهبود بخشد.
the director used a de-emphasizer to minimize the impact of the special effects.
کارگردان از یک دی-امفازیزور برای کاهش تأثیر اثرات ویژه استفاده کرد.
the software offers a de-emphasizer function for voice processing.
این نرمافزار یک تابع دی-امفازیزور برای پردازش صدای انسان ارائه میدهد.
the sound technician employed a de-emphasizer on the snare drum track.
فناور صوت یک دی-امفازیزور را روی ردیف طبل سنا ر بکار گرفت.
the goal was to de-emphasize the problem without ignoring it completely.
هدف این بود که مسئله را کمرنگ کنیم بدون اینکه آن را به طور کامل نادیده گیریم.
the report strategically used a de-emphasizer to downplay the risks involved.
گزارش بهطور استراتژیک از یک دی-امفازیزور برای کاهش ریسکهای مرتبط استفاده کرد.
the mixing engineer utilized a de-emphasizer to create space for the vocals.
مهندس میکس از یک دی-امفازیزور برای فضایی برای صدای خواننده ایجاد کردن استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید