the detective realized that all his leads were dead ends.
دétektیف متوجه شد که تمام اطلاعات او به سرنخهایی میرسد که به نتیجهای نمیرسند.
we encountered several dead ends while trying to fix the software bug.
در حال سعی برای رفع خطا در نرمافزار، ما با چند سرنخی مواجه شدیم که به نتیجهای نمیرسند.
after years of research, the scientist finally reached a dead end.
پس از چندین سال تحقیق، دانشمند در نهایت به یک سرنخی رسید که به نتیجهای نمیرسد.
the street turned out to be a dead end, forcing us to turn around.
این خیابان به یک سرنخی تبدیل شد که ما را مجبور به بازگشت کرد.
exploring these dead ends is a waste of valuable time and resources.
بررسی این سرنخهایی زمان و منابع ارزشمند را هدر میدهد.
negotiations between the two parties have hit a diplomatic dead end.
تلاشهای دو طرف در مذاکرات به یک سرنخی دیپلماتیک رسید.
the dead ends in the maze made it difficult to find the exit.
سرنخهای موجود در لبهای گیجکننده، پیدا کردن خروج را دشوار کرد.
do not pursue dead ends; focus on strategies that yield results.
از دنبال کردن سرنخهایی که به نتیجهای نمیرسند پرهیز کنید؛ روی استراتژیهایی که نتیجه میدهند تمرکز کنید.
reaching a dead end often forces you to find a new perspective.
به یک سرنخی رسیدن معمولاً شما را مجبور میکند تا یک نگاه جدید پیدا کنید.
the merger discussions ended in a dead end due to price disagreements.
بحثهای ادغام به یک سرنخی به دلیل اختلافات قیمتی ختم شد.
career paths can sometimes lead to unexpected dead ends.
گاهی اوقات مسیرهای شغلی میتوانند به سرنخهای غیرمنتظرهای منجر شوند.
the detective realized that all his leads were dead ends.
دétektیف متوجه شد که تمام اطلاعات او به سرنخهایی میرسد که به نتیجهای نمیرسند.
we encountered several dead ends while trying to fix the software bug.
در حال سعی برای رفع خطا در نرمافزار، ما با چند سرنخی مواجه شدیم که به نتیجهای نمیرسند.
after years of research, the scientist finally reached a dead end.
پس از چندین سال تحقیق، دانشمند در نهایت به یک سرنخی رسید که به نتیجهای نمیرسد.
the street turned out to be a dead end, forcing us to turn around.
این خیابان به یک سرنخی تبدیل شد که ما را مجبور به بازگشت کرد.
exploring these dead ends is a waste of valuable time and resources.
بررسی این سرنخهایی زمان و منابع ارزشمند را هدر میدهد.
negotiations between the two parties have hit a diplomatic dead end.
تلاشهای دو طرف در مذاکرات به یک سرنخی دیپلماتیک رسید.
the dead ends in the maze made it difficult to find the exit.
سرنخهای موجود در لبهای گیجکننده، پیدا کردن خروج را دشوار کرد.
do not pursue dead ends; focus on strategies that yield results.
از دنبال کردن سرنخهایی که به نتیجهای نمیرسند پرهیز کنید؛ روی استراتژیهایی که نتیجه میدهند تمرکز کنید.
reaching a dead end often forces you to find a new perspective.
به یک سرنخی رسیدن معمولاً شما را مجبور میکند تا یک نگاه جدید پیدا کنید.
the merger discussions ended in a dead end due to price disagreements.
بحثهای ادغام به یک سرنخی به دلیل اختلافات قیمتی ختم شد.
career paths can sometimes lead to unexpected dead ends.
گاهی اوقات مسیرهای شغلی میتوانند به سرنخهای غیرمنتظرهای منجر شوند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now