political stalemates
بنبستهای سیاسی
negotiation stalemates
بنبستهای مذاکره
diplomatic stalemates
بنبستهای دیپلماتیک
economic stalemates
بنبستهای اقتصادی
stalemates arise
بنبستها ایجاد میشوند
stalemates persist
بنبستها ادامه مییابند
stalemates develop
بنبستها شکل میگیرند
stalemates occur
بنبستها رخ میدهند
stalemates continue
بنبستها ادامه دارند
stalemates hinder
بنبستها مانع میشوند
the negotiations ended in stalemates, leaving both sides frustrated.
مذاکرات در بنبست به پایان رسیدند و باعث ناامیدی هر دو طرف شدند.
stalemates in chess require strategic thinking to break.
بنبست در شطرنج نیاز به تفکر استراتژیک برای شکستن آن دارد.
political stalemates can hinder progress on important issues.
بنبستهای سیاسی میتوانند پیشرفت در مسائل مهم را مختل کنند.
the team faced several stalemates during the project development.
تیم در طول توسعه پروژه با چندین بنبست مواجه شد.
finding a solution to the stalemates is crucial for success.
یافتن راه حلی برای بنبستها برای موفقیت بسیار مهم است.
stalemates in negotiations often require third-party mediation.
بنبستها در مذاکرات اغلب نیاز به میانجیگری شخص ثالث دارد.
they reached a stalemate, unable to agree on the terms.
آنها به بنبستی رسیدند و نتوانستند در مورد شرایط به توافق برسند.
the debate resulted in stalemates, with no clear winner.
بحث منجر به بنبست شد و برنده روشنی وجود نداشت.
stalemates in sports can lead to overtime periods.
بنبست در ورزشها میتواند منجر به اضافه کاری شود.
resolving stalemates requires patience and creativity.
حل بنبستها نیاز به صبر و خلاقیت دارد.
political stalemates
بنبستهای سیاسی
negotiation stalemates
بنبستهای مذاکره
diplomatic stalemates
بنبستهای دیپلماتیک
economic stalemates
بنبستهای اقتصادی
stalemates arise
بنبستها ایجاد میشوند
stalemates persist
بنبستها ادامه مییابند
stalemates develop
بنبستها شکل میگیرند
stalemates occur
بنبستها رخ میدهند
stalemates continue
بنبستها ادامه دارند
stalemates hinder
بنبستها مانع میشوند
the negotiations ended in stalemates, leaving both sides frustrated.
مذاکرات در بنبست به پایان رسیدند و باعث ناامیدی هر دو طرف شدند.
stalemates in chess require strategic thinking to break.
بنبست در شطرنج نیاز به تفکر استراتژیک برای شکستن آن دارد.
political stalemates can hinder progress on important issues.
بنبستهای سیاسی میتوانند پیشرفت در مسائل مهم را مختل کنند.
the team faced several stalemates during the project development.
تیم در طول توسعه پروژه با چندین بنبست مواجه شد.
finding a solution to the stalemates is crucial for success.
یافتن راه حلی برای بنبستها برای موفقیت بسیار مهم است.
stalemates in negotiations often require third-party mediation.
بنبستها در مذاکرات اغلب نیاز به میانجیگری شخص ثالث دارد.
they reached a stalemate, unable to agree on the terms.
آنها به بنبستی رسیدند و نتوانستند در مورد شرایط به توافق برسند.
the debate resulted in stalemates, with no clear winner.
بحث منجر به بنبست شد و برنده روشنی وجود نداشت.
stalemates in sports can lead to overtime periods.
بنبست در ورزشها میتواند منجر به اضافه کاری شود.
resolving stalemates requires patience and creativity.
حل بنبستها نیاز به صبر و خلاقیت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید