| جمع | deathtraps |
deathtrap zone
منطقه تله مرگ
deathtrap situation
وضعیت تله مرگ
deathtrap device
وسیله تله مرگ
deathtrap game
بازی تله مرگ
deathtrap scenario
سناریوی تله مرگ
deathtrap challenge
چالش تله مرگ
deathtrap environment
محیط تله مرگ
deathtrap escape
فرار از تله مرگ
deathtrap course
مسیر تله مرگ
deathtrap design
طراحی تله مرگ
the old house was a real deathtrap for anyone who dared to enter.
آن خانه قدیمی تله مرگ واقعی برای هر کسی بود که جرات ورود به آن را داشت.
driving on that icy road felt like a deathtrap.
رانندگی در آن جاده ی یخی مثل گرفتار شدن در تله مرگ بود.
the abandoned factory was a deathtrap filled with hazards.
کارخانه متروکه تلهای پر از خطرات بود.
his reckless behavior turned the party into a deathtrap.
رفتار بیاحتیاطی او مهمانی را به تله مرگ تبدیل کرد.
the roller coaster was designed to thrill, but some called it a deathtrap.
قطار کوستر برای هیجان طراحی شده بود، اما برخی آن را تله مرگ مینامیدند.
they had to escape the deathtrap of the collapsing building.
آنها باید از تله مرگ ساختمان در حال فروپاشی فرار میکردند.
the narrow alley felt like a deathtrap at night.
پسکوچهی باریک شبها مثل تله مرگ به نظر میرسید.
some movies portray haunted houses as deathtraps.
برخی از فیلمها خانههای ارواطی را به عنوان تلههای مرگ به تصویر میکشند.
the jungle was a deathtrap for the unprepared explorer.
جنگل برای کاوشگرانی که آمادگی نداشتند، تله مرگ بود.
without proper safety measures, the construction site became a deathtrap.
بدون اقدامات ایمنی مناسب، محل ساخت و ساز به تله مرگ تبدیل شد.
deathtrap zone
منطقه تله مرگ
deathtrap situation
وضعیت تله مرگ
deathtrap device
وسیله تله مرگ
deathtrap game
بازی تله مرگ
deathtrap scenario
سناریوی تله مرگ
deathtrap challenge
چالش تله مرگ
deathtrap environment
محیط تله مرگ
deathtrap escape
فرار از تله مرگ
deathtrap course
مسیر تله مرگ
deathtrap design
طراحی تله مرگ
the old house was a real deathtrap for anyone who dared to enter.
آن خانه قدیمی تله مرگ واقعی برای هر کسی بود که جرات ورود به آن را داشت.
driving on that icy road felt like a deathtrap.
رانندگی در آن جاده ی یخی مثل گرفتار شدن در تله مرگ بود.
the abandoned factory was a deathtrap filled with hazards.
کارخانه متروکه تلهای پر از خطرات بود.
his reckless behavior turned the party into a deathtrap.
رفتار بیاحتیاطی او مهمانی را به تله مرگ تبدیل کرد.
the roller coaster was designed to thrill, but some called it a deathtrap.
قطار کوستر برای هیجان طراحی شده بود، اما برخی آن را تله مرگ مینامیدند.
they had to escape the deathtrap of the collapsing building.
آنها باید از تله مرگ ساختمان در حال فروپاشی فرار میکردند.
the narrow alley felt like a deathtrap at night.
پسکوچهی باریک شبها مثل تله مرگ به نظر میرسید.
some movies portray haunted houses as deathtraps.
برخی از فیلمها خانههای ارواطی را به عنوان تلههای مرگ به تصویر میکشند.
the jungle was a deathtrap for the unprepared explorer.
جنگل برای کاوشگرانی که آمادگی نداشتند، تله مرگ بود.
without proper safety measures, the construction site became a deathtrap.
بدون اقدامات ایمنی مناسب، محل ساخت و ساز به تله مرگ تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید