decapitations

[ایالات متحده]/[ˌdiːsæpɪˈteɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌdiːsæpɪˈteɪʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جدا کردن سر از تن؛ جدا کردن سر؛ بی‌سر شدن؛ حالتی که سر از تن جدا شده باشد؛ جدا کردن سر، به ویژه به عنوان نوعی اعدام یا مجازات؛ در برخی متون، جدا کردن بخشی از گیاه.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid decapitations

اجتناب از جدا کردن سر

historical decapitations

جدا کردن سر در تاریخ

reporting decapitations

گزارش جدا کردن سر

gruesome decapitations

جدا کردن سر وحشتناک

ritual decapitations

جدا کردن سر آیینی

prevent decapitations

جلوگیری از جدا کردن سر

brutal decapitations

جدا کردن سر وحشیانه

public decapitations

جدا کردن سر علنی

avoided decapitations

جدا کردن سری که از آن جلوگیری شده است

horrific decapitations

جدا کردن سر فاجعه‌بار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید