decluttering

[ایالات متحده]/ˌdiːˈklʌtərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdiːˈklʌtərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند حذف اقلام غیرضروری و سازماندهی یک فضا؛ در محاسبات، کاهش عناصر غیرضروری (به عنوان مثال، فایل‌ها، اقلام رابط کاربری) برای واضح‌تر کردن چیزی.
v. فعل استمراری از declutter؛ حذف اقلام غیرضروری و مرتب کردن یک فضا.

عبارات و ترکیب‌ها

decluttering tips

نکات ساماندهی

decluttering checklist

لیست بررسی ساماندهی

decluttering your home

ساماندهی خانه شما

decluttering session

جلسه ساماندهی

decluttering habits

عادت‌های ساماندهی

جملات نمونه

i spent saturday decluttering my closet and donating old clothes.

من شنبه وقت صرف مرتب‌سازی کمد و اهدا کردن لباس‌های قدیمی کردم.

decluttering the kitchen counters made cooking feel much easier.

مرتب‌سازی پیشخوان آشپزخانه باعث شد آشپزی بسیار آسان‌تر به نظر برسد.

she started decluttering her workspace to improve focus at work.

او شروع به مرتب‌سازی فضای کاری خود کرد تا تمرکز خود را در محل کار بهبود بخشد.

we are decluttering the garage to make room for the new bike.

ما در حال مرتب‌سازی گاراژ هستیم تا فضایی برای دوچرخه جدید ایجاد کنیم.

decluttering my inbox helped me stay on top of emails.

مرتب‌سازی صندوق ورودی من به من کمک کرد تا از ایمیل‌ها عقب نمانم.

he is decluttering his digital files and organizing folders by project.

او در حال مرتب‌سازی فایل‌های دیجیتالی خود و سازماندهی پوشه‌ها بر اساس پروژه است.

i began decluttering my bookshelf and sorting books into piles.

من شروع به مرتب‌سازی قفسه کتاب خود کردم و کتاب‌ها را به صورت دسته‌های جداگانه مرتب کردم.

decluttering the living room made the space feel bigger and calmer.

مرتب‌سازی اتاق نشیمن باعث شد فضا بزرگتر و آرام‌تر به نظر برسد.

they are decluttering the pantry and throwing away expired food.

آنها در حال مرتب‌سازی انباری غذا هستند و غذای فاسد شده را دور می‌ریزند.

decluttering my schedule helped me make time for exercise.

مرتب‌سازی برنامه من به من کمک کرد تا زمانی برای ورزش کردن پیدا کنم.

after moving, we focused on decluttering and getting rid of duplicates.

پس از نقل مکان، ما بر مرتب‌سازی و خلاص شدن از شر موارد تکراری تمرکز کردیم.

decluttering the entryway kept shoes and bags from piling up.

مرتب‌سازی ورودی از انباشته شدن کفش‌ها و کیف‌ها جلوگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید