declutters quickly
به سرعت مرتب میکند
declutters regularly
به طور منظم مرتب میکند
declutters completely
به طور کامل مرتب میکند
declutters easily
به راحتی مرتب میکند
declutters mess
مرتب کردن آشفتگی
declutters spaces
مرتب کردن فضاها
declutters homes
مرتب کردن خانهها
declutters mind
مرتب کردن ذهن
declutters closet
مرتب کردن کمد
declutters digital
مرتب کردن دیجیتال
she declutters her closet every season to maintain a tidy wardrobe.
او هر فصل کمد لباس خود را مرتب میکند تا کمد لباس مرتبی داشته باشد.
he declutters his digital inbox by unsubscribing from unwanted emails.
او صندوق ورودی دیجیتال خود را با لغو اشتراک از ایمیلهای ناخواسته مرتب میکند.
the organization coach helps people declutter their homes effectively.
مربی سازماندهی به مردم کمک میکند تا به طور مؤثر خانههای خود را مرتب کنند.
my mother declutters the kitchen counters every weekend.
مادرم آخر هفتهها پیشخوان آشپزخانه را مرتب میکند.
they declutter and organize their garage twice a year.
آنها دو بار در سال گاراژ خود را مرتب و سازماندهی میکنند.
a minimalist lifestyle encourages you to declutter regularly.
یک سبک زندگی مینیمالیسم شما را تشویق میکند تا به طور منظم مرتب کنید.
the app helps users declutter their photo libraries automatically.
این برنامه به کاربران کمک میکند تا به طور خودکار کتابخانههای عکس خود را مرتب کنند.
we should declutter our living space to reduce stress.
ما باید فضای زندگی خود را مرتب کنیم تا استرس را کاهش دهیم.
she hired a professional to declutter her entire apartment.
او یک متخصص استخدام کرد تا کل آپارتمانش را مرتب کند.
he declutters his workspace to improve productivity.
او فضای کاری خود را مرتب میکند تا بهرهوری را بهبود بخشد.
the company encourages employees to declutter their desks.
شرکت از کارکنان میخواهد میزهای خود را مرتب کنند.
i plan to declutter my basement this weekend.
من قصد دارم آخر این هفته زیرزمینم را مرتب کنم.
declutters quickly
به سرعت مرتب میکند
declutters regularly
به طور منظم مرتب میکند
declutters completely
به طور کامل مرتب میکند
declutters easily
به راحتی مرتب میکند
declutters mess
مرتب کردن آشفتگی
declutters spaces
مرتب کردن فضاها
declutters homes
مرتب کردن خانهها
declutters mind
مرتب کردن ذهن
declutters closet
مرتب کردن کمد
declutters digital
مرتب کردن دیجیتال
she declutters her closet every season to maintain a tidy wardrobe.
او هر فصل کمد لباس خود را مرتب میکند تا کمد لباس مرتبی داشته باشد.
he declutters his digital inbox by unsubscribing from unwanted emails.
او صندوق ورودی دیجیتال خود را با لغو اشتراک از ایمیلهای ناخواسته مرتب میکند.
the organization coach helps people declutter their homes effectively.
مربی سازماندهی به مردم کمک میکند تا به طور مؤثر خانههای خود را مرتب کنند.
my mother declutters the kitchen counters every weekend.
مادرم آخر هفتهها پیشخوان آشپزخانه را مرتب میکند.
they declutter and organize their garage twice a year.
آنها دو بار در سال گاراژ خود را مرتب و سازماندهی میکنند.
a minimalist lifestyle encourages you to declutter regularly.
یک سبک زندگی مینیمالیسم شما را تشویق میکند تا به طور منظم مرتب کنید.
the app helps users declutter their photo libraries automatically.
این برنامه به کاربران کمک میکند تا به طور خودکار کتابخانههای عکس خود را مرتب کنند.
we should declutter our living space to reduce stress.
ما باید فضای زندگی خود را مرتب کنیم تا استرس را کاهش دهیم.
she hired a professional to declutter her entire apartment.
او یک متخصص استخدام کرد تا کل آپارتمانش را مرتب کند.
he declutters his workspace to improve productivity.
او فضای کاری خود را مرتب میکند تا بهرهوری را بهبود بخشد.
the company encourages employees to declutter their desks.
شرکت از کارکنان میخواهد میزهای خود را مرتب کنند.
i plan to declutter my basement this weekend.
من قصد دارم آخر این هفته زیرزمینم را مرتب کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید