deconstructively interpreted
Persian_translation
the critic deconstructively analyzes the novel's hidden power structures.
منتقد ساختارهای قدرت پنهان رمان را به صورت انتقادی و از هم گسسته تحلیل میکند.
students deconstructively examine classic texts to reveal underlying assumptions.
دانشجویان متون کلاسیک را به صورت انتقادی و از هم گسسته بررسی میکنند تا فرضیات اساسی را آشکار کنند.
philosophers deconstructively question the foundations of western metaphysics.
فیلسوفان به طور انتقادی و از هم گسسته سوالاتی را در مورد بنیانهای متافیزیک غربی مطرح میکنند.
the artist deconstructively challenges traditional notions of beauty in her work.
هنرمند به طور انتقادی و از هم گسسته مفاهیم سنتی زیبایی را در آثار خود به چالش میکشد.
architects deconstructively reimagine how urban spaces can serve communities.
معماران به طور انتقادی و از هم گسسته مجدداً تصور میکنند که چگونه فضاهای شهری میتوانند به جوامع خدمت کنند.
film scholars deconstructively parse scenes to uncover ideological messages.
محققان فیلم صحنهها را به طور انتقادی و از هم گسسته تجزیه و تحلیل میکنند تا پیامهای ایدئولوژیک را کشف کنند.
journalists deconstructively investigate corporate practices for hidden biases.
روزنامهنگاران به طور انتقادی و از هم گسسته شیوههای شرکتی را برای شناسایی تعصبات پنهان بررسی میکنند.
therapists deconstructively explore how childhood experiences shape adult behavior.
درمانگران به طور انتقادی و از هم گسسته بررسی میکنند که چگونه تجربیات دوران کودکی رفتار بزرگسالان را شکل میدهند.
historians deconstructively reinterpret colonial archives to center indigenous voices.
تاریخنگاران به طور انتقادی و از هم گسسته بایگانهای استعماری را بازتفسیر میکنند تا صدای بومیان را در مرکز قرار دهند.
linguists deconstructively study how language reinforces social hierarchies.
زبانشناسان به طور انتقادی و از هم گسسته مطالعه میکنند که چگونه زبان سلسله مراتب اجتماعی را تقویت میکند.
scientists deconstructively examine experimental data to identify flawed methodology.
دانشمندان به طور انتقادی و از هم گسسته دادههای تجربی را بررسی میکنند تا روششناسی معیوب را شناسایی کنند.
musicians deconstructively break down compositions to understand structural choices.
موسیقیدانان به طور انتقادی و از هم گسسته قطعات را تجزیه و تحلیل میکنند تا انتخابهای ساختاری را درک کنند.
deconstructively interpreted
Persian_translation
the critic deconstructively analyzes the novel's hidden power structures.
منتقد ساختارهای قدرت پنهان رمان را به صورت انتقادی و از هم گسسته تحلیل میکند.
students deconstructively examine classic texts to reveal underlying assumptions.
دانشجویان متون کلاسیک را به صورت انتقادی و از هم گسسته بررسی میکنند تا فرضیات اساسی را آشکار کنند.
philosophers deconstructively question the foundations of western metaphysics.
فیلسوفان به طور انتقادی و از هم گسسته سوالاتی را در مورد بنیانهای متافیزیک غربی مطرح میکنند.
the artist deconstructively challenges traditional notions of beauty in her work.
هنرمند به طور انتقادی و از هم گسسته مفاهیم سنتی زیبایی را در آثار خود به چالش میکشد.
architects deconstructively reimagine how urban spaces can serve communities.
معماران به طور انتقادی و از هم گسسته مجدداً تصور میکنند که چگونه فضاهای شهری میتوانند به جوامع خدمت کنند.
film scholars deconstructively parse scenes to uncover ideological messages.
محققان فیلم صحنهها را به طور انتقادی و از هم گسسته تجزیه و تحلیل میکنند تا پیامهای ایدئولوژیک را کشف کنند.
journalists deconstructively investigate corporate practices for hidden biases.
روزنامهنگاران به طور انتقادی و از هم گسسته شیوههای شرکتی را برای شناسایی تعصبات پنهان بررسی میکنند.
therapists deconstructively explore how childhood experiences shape adult behavior.
درمانگران به طور انتقادی و از هم گسسته بررسی میکنند که چگونه تجربیات دوران کودکی رفتار بزرگسالان را شکل میدهند.
historians deconstructively reinterpret colonial archives to center indigenous voices.
تاریخنگاران به طور انتقادی و از هم گسسته بایگانهای استعماری را بازتفسیر میکنند تا صدای بومیان را در مرکز قرار دهند.
linguists deconstructively study how language reinforces social hierarchies.
زبانشناسان به طور انتقادی و از هم گسسته مطالعه میکنند که چگونه زبان سلسله مراتب اجتماعی را تقویت میکند.
scientists deconstructively examine experimental data to identify flawed methodology.
دانشمندان به طور انتقادی و از هم گسسته دادههای تجربی را بررسی میکنند تا روششناسی معیوب را شناسایی کنند.
musicians deconstructively break down compositions to understand structural choices.
موسیقیدانان به طور انتقادی و از هم گسسته قطعات را تجزیه و تحلیل میکنند تا انتخابهای ساختاری را درک کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید