believed

[ایالات متحده]/bəˈliːvd/
[بریتانیا]/bɪˈliːvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری "believe"؛ برای فکر کردن یا در نظر گرفتن چیزی به عنوان حقیقت؛ برای داشتن ایمان یا اعتماد به کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

believed in oneself

به خود ایمان داشت

believed to be

تصور می‌شد

believed to have

تصور می‌شد داشتن

believed that

تصور داشت که

highly believed

به شدت ایمان داشت

strongly believed

به شدت ایمان داشت

was believed to

تصور می‌شد

believed by many

توسط بسیاری باور داشتند

جملات نمونه

she believed in herself and her abilities.

او به خودش و توانایی‌هایش ایمان داشت.

many people believed the rumors to be true.

بسیاری از مردم معتقد بودند که شایعات حقیقت دارند.

he believed that hard work leads to success.

او معتقد بود که تلاش سخت منجر به موفقیت می‌شود.

they believed the project would be finished on time.

آنها معتقد بودند که پروژه به موقع به پایان خواهد رسید.

she believed love could conquer all obstacles.

او معتقد بود که عشق می‌تواند بر همه موانع غلبه کند.

he believed in the power of education.

او به قدرت آموزش ایمان داشت.

many believed the team would win the championship.

بسیاری معتقد بودند که تیم قهرمانی را به دست خواهد آورد.

she believed that kindness could change the world.

او معتقد بود که مهربانی می‌تواند دنیا را تغییر دهد.

he always believed in following his dreams.

او همیشه معتقد بود که باید به دنبال رویاهایش برود.

they believed the solution was within reach.

آنها معتقد بودند که راه حل در دسترس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید