| شکل سوم شخص مفرد | defalcates |
| صفت یا فعل حال استمراری | defalcating |
| زمان گذشته | defalcated |
| قسمت سوم فعل | defalcated |
defalcate funds
اختلاس بودجه
defalcate assets
اختلاس داراییها
defalcate money
اختلاس پول
defalcate resources
اختلاس منابع
defalcate accounts
اختلاس حسابها
defalcate property
اختلاس اموال
defalcate revenues
اختلاس درآمدها
defalcate payroll
اختلاس حقوق و دستمزد
defalcate investments
اختلاس سرمایهگذاریها
defalcate funds illegally
اختلاس غیرقانونی بودجه
the accountant was found to defalcate funds from the company.
محاسب به سرقت بردن وجوه شرکت متهم شد.
it is illegal to defalcate money entrusted to you.
سرقت یا اختلاس پولی که به شما سپرده شده است غیرقانونی است.
he was accused of trying to defalcate his clients' investments.
اتهام وارد شد که در حال تلاش برای سرقت سرمایهگذاری مشتریانش است.
the organization implemented stricter measures to prevent employees from defalcating.
سازمان اقداماتی سختگیرانهتر برای جلوگیری از سرقت کارکنان اجرا کرد.
she was convicted for defalcating a large sum of money.
او به دلیل سرقت مبلغ قابل توجهی پول محکوم شد.
defalcating public funds can lead to severe penalties.
سرقت وجوه عمومی میتواند منجر به مجازاتهای شدید شود.
the investigation revealed that he had been defalcating for years.
تحقیقات نشان داد که سالهاست در حال سرقت است.
whistleblowers often expose those who defalcate funds.
افشاگران اغلب کسانی را که وجوه را سرقت میکنند، افشا میکنند.
he was caught defalcating during the audit.
او در حین ممیزی هنگام سرقت دستگیر شد.
defalcate funds
اختلاس بودجه
defalcate assets
اختلاس داراییها
defalcate money
اختلاس پول
defalcate resources
اختلاس منابع
defalcate accounts
اختلاس حسابها
defalcate property
اختلاس اموال
defalcate revenues
اختلاس درآمدها
defalcate payroll
اختلاس حقوق و دستمزد
defalcate investments
اختلاس سرمایهگذاریها
defalcate funds illegally
اختلاس غیرقانونی بودجه
the accountant was found to defalcate funds from the company.
محاسب به سرقت بردن وجوه شرکت متهم شد.
it is illegal to defalcate money entrusted to you.
سرقت یا اختلاس پولی که به شما سپرده شده است غیرقانونی است.
he was accused of trying to defalcate his clients' investments.
اتهام وارد شد که در حال تلاش برای سرقت سرمایهگذاری مشتریانش است.
the organization implemented stricter measures to prevent employees from defalcating.
سازمان اقداماتی سختگیرانهتر برای جلوگیری از سرقت کارکنان اجرا کرد.
she was convicted for defalcating a large sum of money.
او به دلیل سرقت مبلغ قابل توجهی پول محکوم شد.
defalcating public funds can lead to severe penalties.
سرقت وجوه عمومی میتواند منجر به مجازاتهای شدید شود.
the investigation revealed that he had been defalcating for years.
تحقیقات نشان داد که سالهاست در حال سرقت است.
whistleblowers often expose those who defalcate funds.
افشاگران اغلب کسانی را که وجوه را سرقت میکنند، افشا میکنند.
he was caught defalcating during the audit.
او در حین ممیزی هنگام سرقت دستگیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید