defencelessness

[ایالات متحده]/dɪˈfensləsnəs/
[بریتانیا]/dɪˈfensləsnəs/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بی‌دفاع یا بی‌حفاظت بودن؛ ناتوانی در دفاع از خود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

utter defencelessness

ناتوانی کامل

complete defencelessness

ناتوانی کامل

sheer defencelessness

ناتوانی کامل

total defencelessness

ناتوانی کامل

overwhelming defencelessness

ناتوانی کامل

feelings of defencelessness

احساسات ناتوانی

جملات نمونه

the villagers faced complete defencelessness against the invading army, with no weapons or reinforcements in sight.

روستایی‌ها در برابر نیروی مهاجم کاملاً بی‌دفاع بودند و هیچ سلاح یا تقویتی در دسترس نبود.

her defencelessness made her an easy target for manipulation by those who sought to exploit her trust.

بی‌دفاع بودن او او را به یک هدف آسان برای استغلال اعتماد او توسط کسانی تبدیل کرد که می‌خواستند از او سوءاستفاده کنند.

the country's economic defencelessness left it vulnerable to pressure from larger trading partners.

بی‌دفاع بودن اقتصادی کشور آن را در برابر فشار از سوی شرکای تجاری بزرگ آسیب‌پذیر کرد.

he felt a deep sense of defencelessness when confronting opponents with far greater resources and influence.

او وقتی که با رقبا مواجه می‌شد که منابع و تأثیر بسیار بیشتری داشتند، احساس بی‌دفاعی عمیقی می‌کرد.

the treaty exposed the nation's military defencelessness, revealing critical gaps in its defense capabilities.

این معاهده بی‌دفاعی نظامی کشور را آشکار کرد و نقص‌های حیاتی در توانایی‌های دفاعی آن را نشان داد.

children's defencelessness requires special legal protection and dedicated advocacy on their behalf.

بی‌دفاعی کودکان نیاز به حمایت قانونی ویژه و دفاع ویژه از جانب آن‌ها دارد.

the documentary highlighted the defencelessness of refugees trapped in legal and bureaucratic limbo.

مستند فاقد دفاع رزمنشورانی که در بین قانونی و اداری گرفتار شده‌اند را روشن کرد.

systemic defencelessness in the healthcare system led to preventable deaths and widespread suffering.

بی‌دفاعی سیستمی در سیستم بهداشت و درمان منجر به مرگ‌های جلوگیری‌پذیر و رنج‌های گسترده شد.

her emotional defencelessness was evident in her trembling voice and hesitant words during the confrontation.

بی‌دفاعی عاطفی او در صدای لرزان و کلمات متردد او در حین مواجهه آشکار بود.

the small island nation's defencelessness against rising sea levels poses an existential threat to its population.

بی‌دفاعی کشور جزیره‌ای کوچک در برابر افزایش سطح دریا، تهدید وجودی برای جمعیت آن را به همراه می‌آورد.

workers' defencelessness against corporate exploitation demands stronger labor protections and unions.

بی‌دفاعی کارگران در برابر استغلال شرکت‌ها نیاز به حمایت‌های کاری قوی‌تر و اتحادهای کارگری را می‌طلبد.

the defencelessness of coastal communities became tragically apparent after the hurricane destroyed everything.

بی‌دفاعی جوامع ساحلی پس از اینکه بوروکان هر چیزی را نابود کرد، به طور مأسوسی آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید