deflatable

[ایالات متحده]/[dɪˈfleɪtəbl̩]/
[بریتانیا]/[dɪˈfleɪtəbl̩]/

ترجمه

adj. قابل تخلیه شدن؛ به راحتی قابل تخلیه شدن؛ مربوط به تخلیه؛ شامل تخلیه

عبارات و ترکیب‌ها

deflatable balloon

Persian_translation

easily deflatable

Persian_translation

جملات نمونه

the inflatable raft was quickly inflatable.

قایق بادی به سرعت قابل باد کردن بود.

we bought a new inflatable pool for the kids.

ما یک استخر بادی جدید برای بچه‌ها خریدیم.

the inflatable costume was a hit at the party.

لباس بادی در مهمانی بسیار محبوب بود.

he carried an inflatable kayak to the lake.

او یک کایاک بادی به دریاچه حمل کرد.

the inflatable bounce house entertained the children.

خانه بادی سرگرم کننده کودکان را سرگرم کرد.

the inflatable mattress provided a comfortable sleep.

تشک بادی یک خواب راحت فراهم کرد.

the inflatable advertising display caught people's attention.

نمایش تبلیغاتی بادی توجه مردم را جلب کرد.

the inflatable boat was easy to transport.

حمل قایق بادی آسان بود.

she used an inflatable pillow for neck support.

او از یک بالش بادی برای حمایت از گردن استفاده کرد.

the inflatable toy floated on the water.

اسباب بازی بادی روی آب شناور بود.

he quickly deflated the inflatable toy after playing.

او بعد از بازی به سرعت اسباب بازی بادی را از بین برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید