defogs

[ایالات متحده]/[ˈdefɒɡz]/
[بریتانیا]/[ˈdefɒɡz]/

ترجمه

v. ( transitiv) از مه برداشتن یا پاک کردن.
v. ( intransitiv) از مه پاک شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

defogs windshields

پرده‌های برقی را از مه زدایی می‌کند

quickly defogs

به سرعت مه زدایی می‌کند

defogs the lens

دیود را از مه زدایی می‌کند

it defogs

مه زدایی می‌کند

defogs rapidly

به سرعت مه زدایی می‌کند

defogs effectively

به طور مؤثر مه زدایی می‌کند

جملات نمونه

the windshield defogs quickly in cold weather.

پرده شیشه در هوای سرد به سرعت از بخار آب پاک می شود.

a good defogger can improve driving visibility.

یک دیفوگر خوب می تواند دید راننده را بهبود بخشد.

the defog setting on the car is very useful.

تنظیم دیفوگ در خودرو بسیار مفید است.

regularly cleaning the defogger vents is important.

پاک کردن منافذ دیفوگر به طور منظم مهم است.

the defog function helps prevent condensation.

وظیفه دیفوگ در جلوگیری از تکونش از کمک می کند.

ensure the defog system is working properly.

مطمئن شوید که سیستم دیفوگ به درستی کار می کند.

the defogger uses warm air to clear the glass.

دیفوگر از هوا گرم برای پاک کردن شیشه استفاده می کند.

turn on the defogger to improve visibility.

برای بهبود دید دیفوگر را روشن کنید.

the defogging process takes only a few minutes.

فرايند دیفوگ کردن فقط چند دقیقه طول می کشد.

a faulty defogger can be a safety hazard.

یک دیفوگر معیوب می تواند یک خطر ایمنی باشد.

the car's defog system is very efficient.

سیستم دیفوگ خودرو بسیار کارآمد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید