defogs windshields
پردههای برقی را از مه زدایی میکند
quickly defogs
به سرعت مه زدایی میکند
defogs the lens
دیود را از مه زدایی میکند
it defogs
مه زدایی میکند
defogs rapidly
به سرعت مه زدایی میکند
defogs effectively
به طور مؤثر مه زدایی میکند
the windshield defogs quickly in cold weather.
پرده شیشه در هوای سرد به سرعت از بخار آب پاک می شود.
a good defogger can improve driving visibility.
یک دیفوگر خوب می تواند دید راننده را بهبود بخشد.
the defog setting on the car is very useful.
تنظیم دیفوگ در خودرو بسیار مفید است.
regularly cleaning the defogger vents is important.
پاک کردن منافذ دیفوگر به طور منظم مهم است.
the defog function helps prevent condensation.
وظیفه دیفوگ در جلوگیری از تکونش از کمک می کند.
ensure the defog system is working properly.
مطمئن شوید که سیستم دیفوگ به درستی کار می کند.
the defogger uses warm air to clear the glass.
دیفوگر از هوا گرم برای پاک کردن شیشه استفاده می کند.
turn on the defogger to improve visibility.
برای بهبود دید دیفوگر را روشن کنید.
the defogging process takes only a few minutes.
فرايند دیفوگ کردن فقط چند دقیقه طول می کشد.
a faulty defogger can be a safety hazard.
یک دیفوگر معیوب می تواند یک خطر ایمنی باشد.
the car's defog system is very efficient.
سیستم دیفوگ خودرو بسیار کارآمد است.
defogs windshields
پردههای برقی را از مه زدایی میکند
quickly defogs
به سرعت مه زدایی میکند
defogs the lens
دیود را از مه زدایی میکند
it defogs
مه زدایی میکند
defogs rapidly
به سرعت مه زدایی میکند
defogs effectively
به طور مؤثر مه زدایی میکند
the windshield defogs quickly in cold weather.
پرده شیشه در هوای سرد به سرعت از بخار آب پاک می شود.
a good defogger can improve driving visibility.
یک دیفوگر خوب می تواند دید راننده را بهبود بخشد.
the defog setting on the car is very useful.
تنظیم دیفوگ در خودرو بسیار مفید است.
regularly cleaning the defogger vents is important.
پاک کردن منافذ دیفوگر به طور منظم مهم است.
the defog function helps prevent condensation.
وظیفه دیفوگ در جلوگیری از تکونش از کمک می کند.
ensure the defog system is working properly.
مطمئن شوید که سیستم دیفوگ به درستی کار می کند.
the defogger uses warm air to clear the glass.
دیفوگر از هوا گرم برای پاک کردن شیشه استفاده می کند.
turn on the defogger to improve visibility.
برای بهبود دید دیفوگر را روشن کنید.
the defogging process takes only a few minutes.
فرايند دیفوگ کردن فقط چند دقیقه طول می کشد.
a faulty defogger can be a safety hazard.
یک دیفوگر معیوب می تواند یک خطر ایمنی باشد.
the car's defog system is very efficient.
سیستم دیفوگ خودرو بسیار کارآمد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید