dehiscent

[ایالات متحده]/dɪˈhɪs.ənt/
[بریتانیا]/dɪˈhɪs.ənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باز شدن یا شکستن در طول درز؛ داشتن توانایی شکستن در زمان بلوغ

عبارات و ترکیب‌ها

dehiscent fruits

میوه‌های منفصل

dehiscent pods

پادهای منفصل

dehiscent seeds

دانه‌های منفصل

dehiscent species

گونه‌های منفصل

dehiscent plants

گیاهان منفصل

dehiscent capsules

کپسول‌های منفصل

dehiscent tissues

بافت‌های منفصل

dehiscent flowers

گل‌های منفصل

dehiscent fruiting

شکوفه‌های منفصل

dehiscent mechanisms

مکانیسم‌های منفصل

جملات نمونه

the dehiscent pods of the plant burst open when mature.

پادهای دهیسنت گیاه در زمان بلوغ باز می‌شوند.

dehiscent fruits release their seeds into the environment.

میوه‌های دهیسنت دانه‌های خود را در محیط زیست آزاد می‌کنند.

many legumes are known for their dehiscent nature.

بسیاری از حبوبات به دلیل طبیعت دهیسنت خود شناخته شده اند.

the scientist studied the dehiscent mechanisms of various species.

دانشمند مکانیسم‌های دهیسنت گونه‌های مختلف را مطالعه کرد.

understanding dehiscent plants can help in agriculture.

درک گیاهان دهیسنت می‌تواند به کشاورزی کمک کند.

some flowers are dehiscent, opening to release pollen.

برخی از گل‌ها دهیسنت هستند و برای آزاد کردن گرده باز می‌شوند.

dehiscent fruits are important for seed dispersal.

میوه‌های دهیسنت برای پراکندگی بذر مهم هستند.

the botanist classified the species based on their dehiscent traits.

گیاه‌شناس گونه‌ها را بر اساس ویژگی‌های دهیسنت خود طبقه‌بندی کرد.

farmers often prefer crops with dehiscent fruits for easy harvesting.

کشاورزان اغلب محصولات با میوه‌های دهیسنت را به دلیل برداشت آسان ترجیح می دهند.

dehiscent plants can adapt well to their environments.

گیاهان دهیسنت می‌توانند به خوبی با محیط زیست خود سازگار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید