dematerialises

[ایالات متحده]/ˌdiːməˈtɪəriəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌdiːməˈtɪriəˌlaɪz/

ترجمه

v. ماده را از چیزی حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dematerialise assets

غیرمادی‌سازی دارایی‌ها

dematerialise documents

غیرمادی‌سازی اسناد

dematerialise processes

غیرمادی‌سازی فرآیندها

dematerialise data

غیرمادی‌سازی داده‌ها

dematerialise goods

غیرمادی‌سازی کالاها

dematerialise currency

غیرمادی‌سازی ارز

dematerialise information

غیرمادی‌سازی اطلاعات

dematerialise services

غیرمادی‌سازی خدمات

dematerialise transactions

غیرمادی‌سازی تراکنش‌ها

جملات نمونه

they aim to dematerialise their products to reduce waste.

آنها هدفشان از بین بردن محصولات خود برای کاهش ضایعات است.

in the digital age, many companies seek to dematerialise their operations.

در عصر دیجیتال، بسیاری از شرکت‌ها به دنبال از بین بردن عملیات خود هستند.

artists are exploring ways to dematerialise their artwork.

هنرمندان در حال بررسی راه‌هایی برای از بین بردن آثار هنری خود هستند.

technological advancements allow us to dematerialise traditional processes.

پیشرفت‌های فناوری به ما این امکان را می‌دهند که فرآیندهای سنتی را از بین ببریم.

they are working on projects to dematerialise energy consumption.

آنها روی پروژه‌هایی برای از بین بردن مصرف انرژی کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید