demeaningly

[ایالات متحده]/dɪˈmiːnɪŋli/
[بریتانیا]/dɪˈmiːnɪŋli/

ترجمه

adv. به روشی تحقیرآمیز؛ به گونه‌ای که عزت یا ارزش کسی را کاهش دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

spoke demeaningly

به لحنی تحقیرآمیز صحبت کرد

treated demeaningly

به لحنی تحقیرآمیز رفتار کرد

جملات نمونه

he demeaningly referred to her as just a "secretary" despite her senior position.

او با وجود موقعیت ارشد او، تحقیرآمیز او را صرفاً یک "منشی" خطاب کرد.

the boss demeaningly dismissed her innovative idea during the meeting.

رئیس با تحقیر ایده نوآورانه او را در طول جلسه کنار گذاشت.

she demeaningly whispered that he wasn't qualified enough for the job.

او تحقیرآمیز زمزمه کرد که او صلاحیت کافی برای آن شغل را ندارد.

the article demeaningly portrayed the minority community as uninformed.

مقاله جامعه اقلیت را به شکلی تحقیرآمیز به عنوان ناآگاه به تصویر کشید.

he demeaningly commented on her appearance rather than her accomplishments.

او به جای دستاوردها، به شکلی تحقیرآمیز در مورد ظاهر او نظر داد.

the manager demeaningly assigned her menial tasks while praising male colleagues.

مدیر وظایف جزئی را به شکلی تحقیرآمیز به او محول کرد در حالی که از همکاران مرد تعریف می‌کرد.

they demeaningly laughed at his accent during the presentation.

آنها در طول ارائه، با تحقیر به لهجه او خندیدند.

the commercial demeaningly suggested that women belong in the kitchen.

تبلیغ به شکلی تحقیرآمیز پیشنهاد کرد که زنان باید در آشپزخانه باشند.

he demeaningly compared her professional work to amateur attempts.

او به شکلی تحقیرآمیز کار حرفه‌ای او را با تلاش‌های آماتور مقایسه کرد.

the interviewer demeaningly questioned his intelligence based on his background.

مصاحبه‌کننده به شکلی تحقیرآمیز هوش او را بر اساس پیشینه او زیر سوال برد.

she demeaningly described the cultural tradition as outdated and irrelevant.

او به شکلی تحقیرآمیز سنت فرهنگی را قدیمی و بی‌ربط توصیف کرد.

the review demeaningly characterized the restaurant's cuisine as third-rate.

نقد و بررسی به شکلی تحقیرآمیز آشپزی رستوران را درجه سوم توصیف کرد.

the politician demeaningly mocked his opponent's humble origins.

سیاستمدار به شکلی تحقیرآمیز از ریشه‌های متواضع حریف خود تمسخر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید