demur

[ایالات متحده]/dɪˈmɜː(r)/
[بریتانیا]/dɪˈmɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اعتراضات یا تمایل به عدم موافقت را مطرح کردن؛ مخالف بودن
n. اعتراضات یا عدم توافق‌ها
Word Forms
جمعdemurs
قسمت سوم فعلdemurred
زمان گذشتهdemurred
صفت یا فعل حال استمراریdemurring
شکل سوم شخص مفردdemurs

جملات نمونه

to demur at working on Sunday

اعتراض به کار کردن در روز یکشنبه

He demured at the difficulty.

او در برابر سختی مخالفت کرد.

they accepted this ruling without demur .

آنها این رای را بدون اعتراض پذیرفتند.

I won't kick if you insist on paying the bill. Todemur is to raise an objection that may delay decision or action:

من اعتراض نخواهم کرد اگر اصرار دارید صورت‌حساب را پرداخت کنید. اعتراض به معنای مطرح کردن اعتراضی است که ممکن است تصمیم یا اقدام را به تأخیر اندازد:

Especially, the accused the authenticity demur that once add up to Alexandrine author to commending creative work,just signs, the court often asks again accuser square adminicle.

به ویژه، متهم ادعای اصالت را رد می‌کند که زمانی به نویسنده الکساندرین برای تحسین آثار خلاقانه می‌رسد، فقط امضا می‌کند، دادگاه اغلب دوباره از مدعی می‌خواهد که ادمنیکل را بررسی کند.

She demurred at the idea of skydiving.

او در برابر ایده پرش با چتر سر باز زد.

He demurs whenever his friends suggest going to a loud concert.

او هر زمان که دوستانش پیشنهاد رفتن به یک کنسرت پر سر و صدا را می‌دهند، اعتراض می‌کند.

The employee demurred at taking on extra responsibilities.

کارمند در برابر پذیرش مسئولیت‌های اضافی اعتراض کرد.

I demur from participating in activities that I find unethical.

من از شرکت در فعالیت‌هایی که غیر اخلاقی می‌دانم، خودداری می‌کنم.

She demurred when asked to work overtime without pay.

او در برابر درخواست برای کار اضافه بدون حقوق اعتراض کرد.

The student demurred at the thought of cheating on the exam.

دانشجو در برابر فکر تقلب در امتحان اعتراض کرد.

He demurs at the idea of investing in risky stocks.

او در برابر ایده سرمایه‌گذاری در سهام پرخطر اعتراض می‌کند.

She demurred from accepting the promotion due to personal reasons.

او به دلیل مسائل شخصی از پذیرش ترفیع خودداری کرد.

The team demurred at the coach's decision to change the game strategy.

تیم در برابر تصمیم مربی برای تغییر استراتژی بازی اعتراض کرد.

I demur from signing the contract until I fully understand its terms.

من تا زمانی که به طور کامل شرایط آن را متوجه نشوم، از امضای قرارداد خودداری می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید