deputizes

[ایالات متحده]/ˈdɛpjʊtaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈdɛpjʊtaɪzɪz/

ترجمه

v. کسی را به عنوان جانشین منصوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he deputizes

او جانشین می‌شود

she deputizes

او جانشین می‌شود

they deputizes

آنها جانشین می‌شوند

official deputizes

مسؤول جانشین می‌شود

manager deputizes

مدیر جانشین می‌شود

deputizes staff

کارمندان جانشین می‌شوند

deputizes authority

اختیارات جانشین می‌شوند

deputizes role

نقش جانشین می‌شود

deputizes team

تیم جانشین می‌شود

deputizes leader

رهبر جانشین می‌شود

جملات نمونه

the manager deputizes his assistant to handle the meeting.

مدیر، دستیار خود را برای رسیدگی به جلسه تعیین می‌کند.

the president often deputizes officials to represent him.

رئیس جمهور اغلب مقامات را برای نمایندگی از او تعیین می‌کند.

she deputizes her colleague when she is on vacation.

وقتی در تعطیلات است، همکار خود را تعیین می‌کند.

the team leader deputizes members for various tasks.

رهبر تیم، اعضا را برای انجام وظایف مختلف تعیین می‌کند.

in his absence, the vice president deputizes for him.

در غیاب او، معاون رئیس جمهور به جای او تعیین می‌شود.

the principal deputizes teachers to supervise the event.

مدیر مدرسه، معلمان را برای نظارت بر رویداد تعیین می‌کند.

the director deputizes a production assistant during filming.

کارگردان، دستیار تولید را در هنگام فیلمبرداری تعیین می‌کند.

the captain deputizes the first mate when he is off duty.

کاپیتان، افسر اول را در زمان استراحت تعیین می‌کند.

the chief of police deputizes officers for special assignments.

رئیس پلیس، افسران را برای ماموریت‌های ویژه تعیین می‌کند.

in case of emergency, she deputizes her best friend.

در صورت بروز اضطرار، بهترین دوست خود را تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید