derated

[ایالات متحده]/dɪˈreɪtɪd/
[بریتانیا]/dɪˈreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاهش یافته در ظرفیت نامی

عبارات و ترکیب‌ها

derated capacity

ظرفیت کاهش‌یافته

derated performance

عملکرد کاهش‌یافته

derated power

توان کاهش‌یافته

derated voltage

ولتاژ کاهش‌یافته

derated current

جریان کاهش‌یافته

derated load

بار کاهش‌یافته

derated factor

ضریب کاهش‌یافته

derated rating

رتبه‌بندی کاهش‌یافته

derated equipment

تجهیزات کاهش‌یافته

derated system

سیستم کاهش‌یافته

جملات نمونه

the engine was derated to improve fuel efficiency.

موتور برای بهبود راندمان سوخت، درجه‌دهی شد.

after testing, the system was derated to ensure reliability.

پس از آزمایش، سیستم برای اطمینان از قابلیت اطمینان، درجه‌دهی شد.

they decided to derate the power supply for safety reasons.

آنها تصمیم گرفتند منبع تغذیه را به دلایل ایمنیتی درجه‌دهی کنند.

the manufacturer recommended that we derate the components.

تولید کننده توصیه کرد که قطعات را درجه‌دهی کنیم.

in high-temperature environments, devices are often derated.

در محیط‌های با دمای بالا، دستگاه‌ها اغلب درجه‌دهی می‌شوند.

he explained how to derate the load for optimal performance.

او توضیح داد که چگونه بار را برای عملکرد بهینه درجه‌دهی کنیم.

derated specifications are crucial for ensuring safety.

مشخصات درجه‌دهی شده برای اطمینان از ایمنی بسیار مهم هستند.

we need to derate the system under heavy operational conditions.

ما باید سیستم را در شرایط عملیاتی سنگین درجه‌دهی کنیم.

the team was instructed to derate the equipment before use.

به تیم دستور داده شد که تجهیزات را قبل از استفاده درجه‌دهی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید