detatching

[ایالات متحده]/dɪˈtætʃɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈtætʃɪŋ/

ترجمه

v.Present participle form of "detach"; the action of separating or disconnecting something from something else; removing or taking something off
v. جدا کردن (حاضر استمعی)؛ عمل جدا کردن یا قطع اتصال چیزی از چیز دیگر؛ برداشتن یا خارج کردن چیزی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید