devilry

[ایالات متحده]/ˈdɛvəlri/
[بریتانیا]/ˈdɛvəlri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار شیطانی یا بد; مطالعه شیاطین یا جادو; شوخی ها یا اعمال شیطنت آمیز; بی رحمی شدید

عبارات و ترکیب‌ها

devilry at play

شیطنت در جریان

devilry unleashed

شیطنت رها شده

devilry in disguise

شیطنت پنهان

devilry of fate

شیطنت سرنوشت

devilry revealed

شیطنت آشکار شده

devilry incarnate

شیطنت تجسم یافته

devilry and mischief

شیطنت و خرابکاری

devilry abounds

شیطنت فراوان است

جملات نمونه

there was a hint of devilry in his smile.

در لبخندش ردی از شرارت دیده می‌شد.

the novel explores themes of devilry and redemption.

این رمان به بررسی مضامین شرارت و رستگاری می‌پردازد.

she laughed at the devilry of the prank.

او به شرارت شوخی خندید.

his devilry was evident in the chaos he created.

شرارت او در هرج و مرجی که ایجاد کرد آشکار بود.

the children were up to some devilry in the garden.

کودکان در حال انجام کارهایی شیطانی در باغ بودند.

they spoke of devilry as if it were a game.

آنها در مورد شرارت به گونه‌ای صحبت می‌کردند که انگار یک بازی بود.

devilry lurked in the shadows of the old mansion.

شرارت در سایه‌های عمارت قدیمی کمین کرده بود.

the film depicted the devilry of the villain.

فیلم شرارت شخصیت منفی را به تصویر می‌کشید.

she couldn't believe the devilry of the rumors.

او نمی‌توانست باور کند که شایعات چه قدر شیطانی بودند.

in folklore, devilry often leads to misfortune.

در فولکلور، شرارت اغلب منجر به بدبختی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید