devolves

[ایالات متحده]/dɪˈvɒlvz/
[بریتانیا]/dɪˈvɑlvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مسئولیت یا قدرت را منتقل یا واگذار کردن؛ به سطح پایین‌تر یا زیردست منتقل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

power devolves

قدرت به ارث می‌رسد

authority devolves

صلاحیت به ارث می‌رسد

decision devolves

تصمیم به ارث می‌رسد

control devolves

کنترل به ارث می‌رسد

responsibility devolves

مسئولیت به ارث می‌رسد

trust devolves

اعتماد به ارث می‌رسد

leadership devolves

رهبری به ارث می‌رسد

management devolves

مدیریت به ارث می‌رسد

جملات نمونه

as the discussion continues, it devolves into chaos.

همانطور که بحث ادامه می یابد، به هرج و مرج تبدیل می شود.

when the leader stepped down, the organization devolves into disarray.

وقتی رهبر کناره گیری کرد، سازمان به هرج و مرج تبدیل شد.

if we don't address the issues, the situation devolves quickly.

اگر به مسائل رسیدگی نکنیم، وضعیت به سرعت وخیم می شود.

the conversation devolves into personal attacks.

گفتگو به حملات شخصی تبدیل می شود.

without proper guidance, the project devolves into confusion.

بدون راهنمایی مناسب، پروژه به سردرگمی تبدیل می شود.

as the meeting progresses, it often devolves into arguments.

همانطور که جلسه پیش می رود، اغلب به بحث و جدل تبدیل می شود.

when emotions run high, discussions can devolve rapidly.

وقتی احساسات بالا می گیرند، بحث ها می توانند به سرعت وخیم شوند.

in the absence of rules, the game devolves into chaos.

در نبود قوانین، بازی به هرج و مرج تبدیل می شود.

as tensions rise, the debate devolves into shouting matches.

همانطور که تنش ها افزایش می یابد، بحث و جدل به مشاجره تبدیل می شود.

without effective communication, the team dynamic devolves.

بدون ارتباط موثر، پویایی گروه تحلیل می رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید