dhawa

[ایالات متحده]/dəˈwɑː/
[بریتانیا]/dəˈwɑ/

ترجمه

n. یک عمل دویدن یا پریشان کردن؛ یک تعقیب
شکل‌های واژه
جمعdhawas

عبارات و ترکیب‌ها

dhawa speed

سرعت دهوا

fast dhawa

دهوا سریع

the dhawa

دهوا

dhawa moved

دهوا حرکت کرد

dhawa moving

دهوا در حال حرکت است

dhawa flies

دهوا می‌ پرند

dhawa flight

پرواز دهوا

dhawa runs

دهوا می‌دوید

new dhawa

دهوا جدید

dhawa goes

دهوا می‌رود

جملات نمونه

the runners began to dhawa when they heard the starting gun.

دویدگران وقتی که گلوله شروع را شنیدند، شروع به دهوا کردند.

dhawa is the hindi word meaning rush or attack.

دهوا کلمه هندی است که به معنای پیشروی یا حمله است.

the soldiers received the order to dhawa immediately.

نیروهای نظامی فورا دستور دهوا را دریافت کردند.

she told him not to dhawa into any decisions.

او به او گفت که در هیچ تصمیمی دهوا نکند.

the children started to dhawa down the hill.

کودکان شروع به دهوا به سوی پایین کوه کردند.

dhawa can also mean a military charge in hindi.

دهوا در زبان هندی می‌تواند به معنای حمله نظامی نیز باشد.

the coach warned the team not to dhawa without proper formation.

مربی به تیم هشدار داد که بدون تشکیل صحیح دهوا نکنند.

in the story, the hero had to dhawa through the enemy camp.

در داستان، قهرمان مجبور بود از طریق اردوی دشمن دهوا کند.

dhawa is often used in bollywood films during action sequences.

دهوا اغلب در فیلم‌های بولیوود در دوایر اقدامات استفاده می‌شود.

the horses began to dhawa across the open field.

اسب‌ها شروع به دهوا از روی زمین گشاد کردند.

he told her to dhawa if she wanted to catch the train.

او به او گفت که اگر می‌خواست به قطار برسد، دهوا کند.

the crowd started to dhawa toward the exit when the fire alarm rang.

وقتی هشدار آتش‌سوزی پرید، جمع زیادی شروع به دهوا به سوی خروج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید