dialler

[ایالات متحده]/[ˈdaɪlər]/
[بریتانیا]/[ˈdaɪlər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه یا سیستم که برای انجام تماس تلفنی استفاده می‌شود، به ویژه آنچه می‌تواند شماره‌های تلفنی را ذخیره و به طور خودکار انجام دهد؛ یک نفر که تماس‌های تلفنی را برای فروش کالا یا خدمات انجام می‌دهد.
v. انجام تماس‌های تلفنی برای فروش کالا یا خدمات.

عبارات و ترکیب‌ها

dialler app

برنامه شماره گذار

speed dialler

شماره گذار سریع

using a dialler

استفاده از شماره گذار

dialler number

شماره شماره گذار

mobile dialler

شماره گذار موبایل

dialler service

خدمات شماره گذار

dialler settings

تنظیمات شماره گذار

old dialler

شماره گذار قدیمی

new dialler

شماره گذار جدید

dialler tone

صدای شماره گذار

جملات نمونه

the company installed a new dialler system to increase outbound calls.

شرکت یک سیستم جدید دیالر نصب کرد تا تعداد تماس‌های خروجی را افزایش دهد.

we need to upgrade the existing dialler software for better performance.

ما نیاز داریم تا نرم‌افزار دیالر موجود را به‌منظور عملکرد بهتر به‌روزرسانی کنیم.

the dialler allows agents to make multiple calls simultaneously.

دیالر به عاملان امکان می‌دهد تا به‌طور همزمان چندین تماس را انجام دهند.

the sales team uses a predictive dialler to maximize efficiency.

تیم فروش از یک دیالر پیش‌بینی‌کننده برای به‌کارگیری بهترین کارایی استفاده می‌کند.

ensure the dialler is properly configured before starting the campaign.

قبل از شروع کمپین، مطمئن شوید دیالر به‌درستی پیکربندی شده است.

the dialler’s call logs provide valuable data for analysis.

ثبت‌های تماس دیالر داده‌های ارزشمندی را برای تحلیل فراهم می‌کند.

we are evaluating different dialler options to find the best fit.

ما گزینه‌های مختلف دیالر را برای یافتن بهترین مطابقت ارزیابی می‌کنیم.

the dialler integrates with our crm system for seamless data transfer.

دیالر با سیستم CRM ما ادغام می‌شود تا انتقال داده‌ها بدون هیچ مشکلی صورت گیرد.

training on the new dialler will be provided next week.

آموزش در مورد دیالر جدید در هفته آینده ارائه خواهد شد.

the dialler’s error rate needs to be monitored regularly.

نرخ خطا دیالر نیاز به نظارت منظم دارد.

a power outage disrupted the dialler’s operation yesterday.

یک قطعی برق به عملکرد دیالر در روز گذشته میان‌جایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید