atonic

[ایالات متحده]/əˈtɒnɪk/
[بریتانیا]/əˈtɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد تن tone یا نشاط؛ نرم، شل.؛ در پزشکی، فاقد تن عضلانی یا تنش.

عبارات و ترکیب‌ها

atonic state

حالت بی‌حرکتی

atonic response

پاسخ بی‌حرکتی

atonic muscles

عضلات بی‌حرکت

atonic seizure

تشنج بی‌حرکتی

atonic personality

شخصیت بی‌حرکت

atonic movement

حرکت بی‌حرکت

atonic reaction

واکنش بی‌حرکت

atonic body

بدن بی‌حرکت

atonically unresponsive

بی‌پاسخ به دلیل بی‌حرکتی

atonic condition

وضعیت بی‌حرکتی

جملات نمونه

the patient was diagnosed with an atonic bladder.

بیمار به مثانه شل (atonic) تشخیص داده شد.

atonic seizures can be challenging to manage.

تشنج‌های شل (atonic) می‌توانند مدیریت آن‌ها دشوار باشد.

children with atonic conditions often require special care.

کودکانی که دچار شرایط شل (atonic) هستند، اغلب به مراقبت‌های ویژه نیاز دارند.

physical therapy can help improve atonic muscle tone.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبود تن عضلانی شل (atonic) کمک کند.

doctors are researching treatments for atonic disorders.

پزشکان در حال تحقیق در مورد درمان اختلالات شل (atonic) هستند.

at the clinic, we see many patients with atonic symptoms.

در کلینیک، ما بسیاری از بیمارانی را با علائم شل (atonic) می‌بینیم.

understanding atonic reflexes is important for diagnosis.

درک رفلکس‌های شل (atonic) برای تشخیص مهم است.

his atonic speech pattern raised concerns among the doctors.

الگوی گفتاری شل (atonic) او نگرانی را در بین پزشکان ایجاد کرد.

at the moment, there is no cure for atonic conditions.

در حال حاضر، هیچ درمانی برای شرایط شل (atonic) وجود ندارد.

she was born with an atonic condition affecting her mobility.

او با یک وضعیت شل (atonic) متولد شد که بر تحرک او تأثیر می‌گذارد.

the patient's muscles were atonic after the injury.

عضلات بیمار پس از آسیب‌دیدگی شل (atonic) بودند.

he experienced atonic seizures during the night.

او در طول شب دچار تشنج شل (atonic) شد.

the doctor explained the causes of atonicity.

پزشک علل شل شدگی (atonicity) را توضیح داد.

atonic muscles can lead to mobility issues.

عضلات شل (atonic) می‌توانند منجر به مشکلات تحرک شوند.

she was diagnosed with atonic bladder dysfunction.

او به دلیل اختلال مثانه شل (atonic) تشخیص داده شد.

atonic spells can be alarming for parents.

حملات شل (atonic) می‌تواند برای والدین نگران‌کننده باشد.

physical therapy can help improve atonic conditions.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبود شرایط شل (atonic) کمک کند.

understanding atonic disorders is crucial for treatment.

درک اختلالات شل (atonic) برای درمان بسیار مهم است.

they studied the effects of atonic muscle tone.

آنها اثرات تن عضلانی شل (atonic) را مطالعه کردند.

atonic type seizures require immediate attention.

تشنج‌های نوع شل (atonic) نیاز به توجه فوری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید