dichotomisation

[ایالات متحده]/ˌdaɪ.kəˌtɒ.mɪˈzeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌdaɪ.kəˌtɑː.mɪˈzeɪ.ʃən/

ترجمه

n. تقسیم چیزی به دو بخش متضاد یا متناقض
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dichotomisation process

فرآیند دوگانه سازی

dichotomisation analysis

تجزیه و تحلیل دوگانه سازی

dichotomisation model

مدل دوگانه سازی

dichotomisation strategy

استراتژی دوگانه سازی

dichotomisation method

روش دوگانه سازی

dichotomisation framework

چارچوب دوگانه سازی

dichotomisation criteria

معیارهای دوگانه سازی

dichotomisation approach

رویکرد دوگانه سازی

dichotomisation technique

تکنیک دوگانه سازی

dichotomisation theory

نظریه دوگانه سازی

جملات نمونه

dichotomisation of data can simplify analysis.

تقسیم‌بندی داده‌ها می‌تواند تحلیل را ساده کند.

the dichotomisation process is crucial in research.

فرآیند دوگانه سازی در تحقیقات بسیار مهم است.

we need to avoid unnecessary dichotomisation of concepts.

ما باید از دوگانه‌سازی غیرضروری مفاهیم اجتنا کنیم.

dichotomisation helps in categorizing complex information.

دوگانه‌سازی به طبقه‌بندی اطلاعات پیچیده کمک می‌کند.

the dichotomisation of opinions can lead to conflict.

دوگانه‌سازی نظرات می‌تواند منجر به درگیری شود.

dichotomisation is often seen in psychological studies.

دوگانه‌سازی اغلب در مطالعات روان‌شناختی دیده می‌شود.

effective dichotomisation can enhance decision-making.

دوگانه‌سازی مؤثر می‌تواند تصمیم‌گیری را بهبود بخشد.

dichotomisation of roles clarifies responsibilities.

دوگانه‌سازی نقش‌ها مسئولیت‌ها را روشن می‌کند.

we should consider the implications of dichotomisation.

ما باید پیامدهای دوگانه‌سازی را در نظر بگیریم.

dichotomisation can sometimes oversimplify reality.

دوگانه‌سازی گاهی اوقات واقعیت را بیش از حد ساده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید