diddlysquat

[ایالات متحده]/ˈdɪd.li.skwɒt/
[بریتانیا]/ˈdɪd.li.skwɑːt/

ترجمه

n. هیچ چیزی؛ هر چیزی (در موارد منفی استفاده می‌شود)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

know diddlysquat

هیچ چیزی نمی‌دانم

mean diddlysquat

هیچ معنایی ندارد

worth diddlysquat

هیچ ارزشی ندارد

do diddlysquat

هیچ کاری انجام نمی‌دهد

understand diddlysquat

هیچ چیزی نمی‌فهمم

got diddlysquat

هیچ چیزی ندارم

care diddlysquat

هیچ اهمیتی نمی‌دهم

pay diddlysquat

هیچ پولی نمی‌پردازم

remember diddlysquat

هیچ چیزی به یاد نمی‌آید

zero diddlysquat

صفر دیدلی‌سکوات

جملات نمونه

she knows diddlysquat about quantum physics.

او در مورد فیزیک کوانتومی چیزی نمی‌داند.

he understood diddlysquat of what the professor explained.

او از آنچه استاد توضیح داد، چیزی نفهمید.

they did diddlysquat to help with the project.

آنها در کمک به پروژه چیزی نکردند.

i got diddlysquat for my birthday this year.

این سال من در روز تولد خود چیزی نگرفتم.

this old phone is worth diddlysquat now.

این تلفن قدیمی اکنون چیزی ارزش ندارد.

he cares diddlysquat about the environment.

او در مورد محیط زیست چیزی نمی‌پردازد.

we learned diddlysquat from that boring lecture.

ما از آن سخنرانی خسته‌کننده چیزی یاد نگرفتیم.

the child saw diddlysquat because he was too short.

کودک چیزی ندید چون خیلی کوتاه بود.

he contributed diddlysquat to the team effort.

او در تلاش گروه چیزی نداد.

her opinion amounts to diddlysquat in this discussion.

نظر او در این بحث چیزی نیست.

they paid diddlysquat for those concert tickets.

آنها برای بلیت‌های کنسرت چیزی پرداختند.

he earned diddlysquat working at that unpaid internship.

او در آن کارآموزی بدون پرداخت مزد چیزی کسب نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید