diferencias

[ایالات متحده]/ˌdɪfəˈrɛnsɪəz/
[بریتانیا]/ˌdɪfəˈrɛnʃiːz/

ترجمه

n. تفاوت‌ها
v. متمایز می‌کند

جملات نمونه

there are significant diferencias between the two approaches that we need to discuss.

تفاوت‌های معنی‌داری بین دو رویکرد وجود دارد که باید در مورد آن بحث کنیم.

the diferencias in their cultural backgrounds created both challenges and opportunities.

تفاوت‌های در زمینه پس‌زمینه فرهنگی آن‌ها هم چالش‌ها و هم فرصت‌ها ایجاد کرد.

we should acknowledge the diferencias rather than pretend they don't exist.

ما باید تفاوت‌ها را قبول کنیم به جای اینکه از وجود آن‌ها صرف نظر کنیم.

the diferencias between these two theories are subtle but important.

تفاوت‌های بین این دو نظریه ظاهراً ریز هستند اما مهم‌اند.

understanding the diferencias helps us communicate more effectively.

فهمیدن تفاوت‌ها به ما کمک می‌کند تا مؤثرتر ارتباط برقرار کنیم.

despite their diferencias, the team worked together successfully.

با وجود تفاوت‌های آن‌ها، تیم به طور موفقیت‌آمیزی با هم کار کرد.

the study highlights key diferencias in learning styles between groups.

این مطالعه تفاوت‌های کلیدی در سبک‌های یادگیری بین گروه‌ها را روشن می‌کند.

she explained the diferencias between the two concepts clearly.

او به روشنی تفاوت‌های بین دو مفهوم را توضیح داد.

our diferencias in opinion led to a productive debate.

تفاوت‌های نظری ما منجر به یک بحث سودمند شد.

the diferencias in climate affect agricultural practices significantly.

تفاوت‌های آب و هوا به طور معنی‌داری روی روش‌های کشاورزی تأثیر می‌گذارد.

they embraced their diferencias and found common ground.

آن‌ها تفاوت‌های خود را پذیرفته و زمین مشترکی پیدا کردند.

the diferencias become apparent when you examine the data closely.

تفاوت‌ها زمانی واضح می‌شوند که به داده‌ها به دقت نگاه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید