dinesens

[ایالات متحده]/dɪˈniːsənz/
[بریتانیا]/dɪˈniːsənz/

ترجمه

n. جمع Dinesen (نام خانوادگی)

عبارات و ترکیب‌ها

dinesen's stories

داستان‌های داینزن

isak dinesen wrote

ایساک داینزن نوشت

karen dinesen

کارن داینزن

dinesen's works

آثار داینزن

dinesen's narrative

داستان‌گویی داینزن

author dinesen

نویسنده داینزن

جملات نمونه

she dines at the finest restaurant in the city.

او در رستورانی بهترین شهر به دینر می‌رود.

he dines alone every thursday evening.

او هر چهارشنبه شب به تنهایی دینر می‌کند.

they dine out on special occasions.

آن‌ها در موقعیت‌های ویژه به خارج از خانه دینر می‌روند.

we dined at a cozy little bistro yesterday.

ما دیروز در یک کافه چیکن کوچک دینر کردیم.

the family dines together every sunday.

خانواده هر روز یکشنبه با هم دینر می‌کنند.

she dines on fresh seafood by the coast.

او در کنار ساحل با ماهی تازه دینر می‌کند.

he dines early before attending the concert.

او قبل از حضور در کنسرت زود دینر می‌کند.

they dined at the hotel restaurant last night.

آن‌ها شب گذشته در رستوران هتل دینر کردند.

we dined by candlelight on valentine's day.

ما در روز عاشقانه با نور شمع دینر کردیم.

the couple dines out every wedding anniversary.

این زوج هر سالگرد ازدواج به خارج از خانه دینر می‌روند.

she dines lightly before her morning workout.

او قبل از تمرین صبحی خوراک سبکی می‌خورد.

they dined on traditional cuisine during their trip.

آن‌ها در طول سفر خوراک‌های سنتی را می‌خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید