| قسمت سوم فعل | discommoded |
| زمان گذشته | discommoded |
| شکل سوم شخص مفرد | discommodes |
| صفت یا فعل حال استمراری | discommoding |
discommode others
آزار دادن دیگران
discommode me
آزار دادن من
discommode guests
آزار دادن مهمانان
discommode staff
آزار دادن کارکنان
discommode yourself
آزار دادن خودتان
discommode friends
آزار دادن دوستان
discommode clients
آزار دادن مشتریان
discommode family
آزار دادن خانواده
discommode others' plans
آزار دادن برنامههای دیگران
discommode your schedule
آزار دادن برنامه زمانی شما
his late arrival might discommode the meeting schedule.
تاخیر دیر او ممکن است برنامه جلسه را مختل کند.
we don't want to discommode our guests during their stay.
ما نمی خواهیم مهمانان خود را در طول اقامتشان آزار دهیم.
please let me know if my request will discommode you.
لطفاً به من اطلاع دهید که آیا درخواست من باعث ناراحتی شما خواهد شد.
it’s important not to discommode others while traveling.
در هنگام سفر مهم است که باعث ناراحتی دیگران نشویم.
her decision to change plans may discommode the entire group.
تصمیم او برای تغییر برنامه ممکن است کل گروه را آزار دهد.
he apologized for any inconvenience he might discommode.
او برای هر ناراحتی که ممکن بود ایجاد کند عذرخواهی کرد.
we aim to avoid anything that might discommode our clients.
هدف ما اجتناب از هر چیزی است که ممکن است باعث ناراحتی مشتریان ما شود.
they were careful not to discommode the local residents.
آنها مراقب بودند که باعث ناراحتی مردم محلی نشوند.
it would discommode me greatly to change my plans at this stage.
تغییر برنامه من در این مرحله برای من بسیار ناراحت کننده خواهد بود.
we should consider how our actions may discommode others.
ما باید در نظر بگیریم که چگونه اقدامات ما ممکن است باعث ناراحتی دیگران شود.
discommode others
آزار دادن دیگران
discommode me
آزار دادن من
discommode guests
آزار دادن مهمانان
discommode staff
آزار دادن کارکنان
discommode yourself
آزار دادن خودتان
discommode friends
آزار دادن دوستان
discommode clients
آزار دادن مشتریان
discommode family
آزار دادن خانواده
discommode others' plans
آزار دادن برنامههای دیگران
discommode your schedule
آزار دادن برنامه زمانی شما
his late arrival might discommode the meeting schedule.
تاخیر دیر او ممکن است برنامه جلسه را مختل کند.
we don't want to discommode our guests during their stay.
ما نمی خواهیم مهمانان خود را در طول اقامتشان آزار دهیم.
please let me know if my request will discommode you.
لطفاً به من اطلاع دهید که آیا درخواست من باعث ناراحتی شما خواهد شد.
it’s important not to discommode others while traveling.
در هنگام سفر مهم است که باعث ناراحتی دیگران نشویم.
her decision to change plans may discommode the entire group.
تصمیم او برای تغییر برنامه ممکن است کل گروه را آزار دهد.
he apologized for any inconvenience he might discommode.
او برای هر ناراحتی که ممکن بود ایجاد کند عذرخواهی کرد.
we aim to avoid anything that might discommode our clients.
هدف ما اجتناب از هر چیزی است که ممکن است باعث ناراحتی مشتریان ما شود.
they were careful not to discommode the local residents.
آنها مراقب بودند که باعث ناراحتی مردم محلی نشوند.
it would discommode me greatly to change my plans at this stage.
تغییر برنامه من در این مرحله برای من بسیار ناراحت کننده خواهد بود.
we should consider how our actions may discommode others.
ما باید در نظر بگیریم که چگونه اقدامات ما ممکن است باعث ناراحتی دیگران شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید