disjointednesses

[ایالات متحده]/dɪsˈdʒɔɪntɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈdʒɔɪntɪdnəsɪz/

ترجمه

n. چند نمونه از جدا بودن، فقدان ارتباط یا هماهنگی؛ شرایط جدا و بدون ارتباط؛ چند نمونه از عدم هماهنگی، به ویژه در آناتومی (تغییر جای یک بخش از بدن)

عبارات و ترکیب‌ها

utter disjointedness

کلی ناسازگاری

complete disjointedness

کامل ناسازگاری

emotional disjointedness

ناسازگاری عاطفی

mental disjointedness

ناسازگاری ذهنی

sense of disjointedness

احساس ناسازگاری

جملات نمونه

the film's narrative disjointednesses confused many viewers.

ناتوانی‌های داستانی فیلم بسیاری از مخاطبان را گیج کرد.

the argument suffered from multiple disjointednesses that weakened its persuasive power.

ارگومان از چندین ناتوانی رنج می‌برد که قدرت تاثیرگذاری آن را کاهش داد.

critics noted the conceptual disjointednesses across the artist's various works.

کارشناسان ناتوانی‌های مفهومی در کارهای مختلف هنرمند را ملاحظه کردند.

the novel's temporal disjointednesses made it challenging to follow the protagonist's journey.

ناتوانی‌های زمانی رمان باعث شد که دنبال کردن سفر شخص اصلی دشوار شود.

the committee's report was marked by several logical disjointednesses.

گزارش کمیته با چندین ناتوانی منطقی مشخص شد.

the political platform displayed thematic disjointednesses that alienated voters.

پلتفرم سیاسی ناتوانی‌های موضوعی را نشان داد که انتخابکنندگان را دور می‌زد.

the film's stylistic disjointednesses divided critical opinion.

ناتوانی‌های سبکی فیلم نظر منتقدان را تقسیم کرد.

the research paper contained numerous disjointednesses in its methodology section.

مقاله تحقیقی در بخش روش‌شناسی خود چندین ناتوانی داشت.

the musician's later works showed a puzzling disjointednesses from his earlier style.

کارهای بعدی موسیقی‌دان ناتوانی‌هایی را نشان داد که از سبک قبلی او سوال‌برانگیز بود.

the government's policy announcements exhibited frustrating disjointednesses.

اعلامیه‌های سیاست‌های دولت ناتوانی‌هایی را نشان داد که خسته‌کننده بود.

the play's structural disjointednesses disrupted the audience's emotional engagement.

ناتوانی‌های ساختاری نمایش باعث اخلال در مشارکت عاطفی مخاطبین شد.

the coalition's disjointednesses became apparent during the crisis.

ناتوانی‌های ائتلاف در بحران آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید