dismantleable

[ایالات متحده]/dɪsˈmæntələbəl/
[بریتانیا]/dɪsˈmænələbəl/

ترجمه

adj. قابل باز شدن (dismantling)

عبارات و ترکیب‌ها

dismantleable design

طراحی قابل جداسازی

easily dismantleable

به راحتی قابل جداسازی

fully dismantleable

کاملاً قابل جداسازی

partially dismantleable

به طور جزئی قابل جداسازی

modular dismantleable

ماژولار قابل جداسازی

جملات نمونه

the new sofa has a dismantleable frame for easy transportation and storage.

مبل جدید دارای یک قاب جداشدنی برای حمل و نقل و نگهداری آسان است.

engineers developed a completely dismantleable nuclear reactor for safer decommissioning.

مهندسان یک رآکتور هسته‌ای کاملاً جداشدنی برای از کار انداختن ایمن‌تر توسعه دادند.

the museum features a dismantleable exhibition structure that can be reconfigured for different displays.

موزه دارای یک ساختار نمایشگاه جداشدنی است که می تواند برای نمایش های مختلف دوباره پیکربندی شود.

this dismantleable furniture set is perfect for small apartments with limited space.

این مجموعه مبلمان جداشدنی برای آپارتمان های کوچک با فضای محدود عالی است.

the aircraft maintenance team uses dismantleable diagnostic equipment to inspect engines.

تیم تعمیر و نگهداری هواپیما از تجهیزات تشخیصی جداشدنی برای بازرسی موتورها استفاده می کند.

architects designed a dismantleable emergency shelter that deploys quickly after natural disasters.

معماران یک پناهگاه اضطراری جداشدنی طراحی کردند که پس از بلایای طبیعی به سرعت مستقر می شود.

the laboratory installed a dismantleable air filtration system for chemical experiments.

آزمایشگاه یک سیستم فیلتراسیون هوا جداشدنی برای آزمایشات شیمیایی نصب کرد.

our company specializes in dismantleable modular office partitions for modern workspaces.

شرکت ما در پارتیشن های اداری ماژولار جداشدنی برای فضاهای کاری مدرن تخصص دارد.

the dismantleable stage platform accommodates various performance sizes and configurations.

صحنه جداشدنی انواع اندازه ها و پیکربندی های عملکرد را در خود جای می دهد.

scientists built a dismantleable particle detector to study subatomic particles.

دانشمندان یک آشکارساز ذرات جداشدنی برای مطالعه ذرات زیراتمی ساختند.

the outdoor music festival uses a dismantleable stage structure that can be assembled quickly.

جشنواره موسیقی فضای باز از یک ساختار صحنه جداشدنی استفاده می کند که می تواند به سرعت مونتاژ شود.

researchers designed a dismantleable greenhouse for growing plants in extreme climates.

محققان یک گلخانه جداشدنی برای رشد گیاهان در آب و هوای شدید طراحی کردند.

the construction company uses dismantleable concrete forms for efficient building projects.

شرکت ساختمانی از قالب های بتن جداشدنی برای پروژه های ساختمانی کارآمد استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید