disports

[ایالات متحده]/dɪsˈpɔːts/
[بریتانیا]/dɪsˈpɔrts/

ترجمه

v. در فعالیت بازیگوشانه یا سرگرمی شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

disports with friends

سرگرمی با دوستان

disports in nature

سرگرمی در طبیعت

disports at home

سرگرمی در خانه

disports during weekends

سرگرمی در آخر هفته ها

disports for fun

سرگرمی برای تفریح

disports with family

سرگرمی با خانواده

disports after work

سرگرمی بعد از کار

disports on holidays

سرگرمی در تعطیلات

disports for health

سرگرمی برای سلامتی

جملات نمونه

he often disports himself at the beach during summer.

او اغلب اوقات در طول تابستان خود را در ساحل خوشحال می‌کند.

the children disport themselves in the park every weekend.

کودکان هر آخر هفته خود را در پارک خوشحال می‌کنند.

she disports with her friends at the amusement park.

او با دوستانش در شهربازی خوشحال است.

they disport themselves in the garden, enjoying the sunshine.

آنها خود را در باغ خوشحال می‌کنند و از آفتاب لذت می‌برند.

during the holidays, he loves to disport in the mountains.

در تعطیلات، او عاشق خوش گذرانی در کوه‌هاست.

the dog disports around the yard, chasing butterflies.

سگ در حیاط پرسه می‌زند و به دنبال پروانه‌ها می‌دود.

she disports herself by dancing and singing at home.

او با رقص و آواز در خانه خوشحال است.

they often disport at the local sports club after work.

آنها اغلب اوقات بعد از کار در باشگاه ورزشی محلی خوش گذرانی می‌کنند.

he disports in the water, showing off his swimming skills.

او در آب خوش می‌گذرد و مهارت‌های شنای خود را به نمایش می‌گذارد.

on weekends, we disport ourselves with various outdoor activities.

در آخر هفته‌ها، ما با فعالیت‌های مختلف فضای باز خوش می‌گذرانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید