disservice

[ایالات متحده]/dɪ(s)'sɜːvɪs/
[بریتانیا]/dɪs'sɝvɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب، بدرفتاری، رفتار ناپسند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unintentional disservice

خدمت ناخواسته

جملات نمونه

The spreading of such ideas is of great disservice to the state.

گسترش چنین ایده هایی به شدت به ضرر کشور است.

you have done a disservice to the African people by ignoring this fact.

با نادیده گرفتن این واقعیت، شما به مردم آفریقا بی‌احترامی کرده‌اید.

The technician has done a serious disservice to his company by disclosing the kerneled secrets about its main products to other companies.

تکنسین با فاش کردن اسرار هسته ای محصولات اصلی شرکت به سایر شرکت ها، به شرکت خود آسیب جدی وارد کرده است.

do a disservice to someone

به کسی بی‌احترامی کردن/به کسی آسیب رساندن

it would be a disservice to ignore their hard work

نادیده گرفتن تلاش هایشان بی‌احترامی خواهد بود.

to do a great disservice to the community

به شدت به جامعه بی‌احترامی کردن/آسیب رساندن

he did a disservice to his reputation

او به شهرت خود بی‌احترامی کرد/آسیب رساند.

to do a disservice to the truth

به حقیقت بی‌احترامی کردن/آسیب رساندن

this decision will be a disservice to our customers

این تصمیم به مشتریان ما بی‌احترامی خواهد بود/آسیب رساند.

to do a disservice to future generations

به نسل های آینده بی‌احترامی کردن/آسیب رساندن

they did a disservice to the environment

آنها به محیط زیست بی‌احترامی کردند/آسیب رساندند.

it would be a disservice to underestimate her abilities

کم‌ارزش جلوه دادن توانایی‌های او بی‌احترامی خواهد بود.

to do a disservice to oneself

به خود بی‌احترامی کردن/آسیب رساندن

نمونه‌های واقعی

This ridiculous slander does a disservice to our nation.

این افتراهای مضحک به کشور ما بی‌احترامی می‌کند.

منبع: New York Times

We would be doing the branda disservice.

ما در حال انجام بی‌احترامی به برند خواهیم بود.

منبع: Gossip Girl Season 1

I think he's doing a tremendous disservice to a wonderful wife.

من فکر می‌کنم او بی‌احترامی بزرگی به یک همسر فوق‌العاده می‌کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

" You do them a disservice by not confiding something this important to them."

" شما با نگفتن چیزی اینقدر مهم به آنها، به آنها بی‌احترامی می‌کنید."

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Today, in a Washington speech, Tillerson insisted the critics are doing a disservice to department employees.

امروز، در سخنرانی در واشنگتن، تیلرسون اصرار داشت که منتقدان به کارمندان اداره بی‌احترامی می‌کنند.

منبع: PBS English News

Believe me, my dear Miss Elizabeth, that your modesty, so far from doing you any disservice, rather adds to your other perfections.

باور کنید، خانم الیزابت عزیز، که متواضعی شما، به دور از اینکه به شما بی‌احترامی کند، بلکه به کمالات شما می‌افزاید.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

It’s only going to be a disservice to everyone.

فقط به همه بی‌احترامی خواهد کرد.

منبع: Complete English Speech Collection

Bosses who hang around after their turn has ended do their successors a disservice.

مدیرانی که بعد از پایان نوبتشان در اطراف می‌مانند، به جانشینان خود بی‌احترامی می‌کنند.

منبع: Economist Business

And I just really think that it's a total disservice, quite frankly, to President Obama.

و من واقعاً فکر می‌کنم که این یک بی‌احترمی کامل است، به طور خلاصه، به رئیس جمهور اوباما.

منبع: PBS Business Interview Series

If anyone is doing a disservice here, it's you.

اگر کسی اینجا بی‌احترامی می‌کند، شما هستید.

منبع: Designated Survivor Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید